خانواده یار

خانواده یار
نویسندگان

۲۵ مطلب با موضوع «مشکلات نوجوانان و جوانان» ثبت شده است

۰۱
مهر
۹۷

*عدّه­ ای که با هدف مقابله با دین و فرار از دستورات اسلامی به طرح چنین شبهاتی می­پردازند ( دین من انسانیت )؛ می­دانند که دینداری  سخت و دشوار است – البته پس از چشیدن مزه ایمان حقیقی، بی دینی برای مؤمن سخت است – چرا که بندگی مانند بالا رفتن از کوه سخت امّا در مقابل هرزگی و بردگی شیطان مانند سر خوردن از سرسره آسان و سهل است، آن یکی (بندگی) انسان را به اوج قلّه­ های شرافت رسانده و این یکی (بردگی) موجب سقوط انسان در وادی کثافت می­شود. 

یقینأ آیت­ الله بهجت شدن­ها عمری 70 – 80 ساله می­طلبد (البتّه استثنائاتی هم داریم که ره 100 ساله را یک شبه رفته ­اند) که با روح بیمار عدّه ­ای دنیاپرست شهوتران که دنیا را محل عیش و نوش و خوشگذرانی می­دانند سازگار نیست؛ گذشته از این مباحث، اگر کسانی به ظاهرِ اروپا و دنیای غرب امروز تمسّک جسته و در ذهن خود از آن بهشتی ساخته­ اند، یک روی سکّه را دیده و از روی دیگر آن غافل شده ­اند؛ به همین جهت صدای دهل از دور برایشان خوش است. آن­ها آمار مؤسسات غربی همچون «مؤسسه حقوق بنیادین زنان اروپا» که حکایت از تجاوز 50 درصدی به زنان می­کند را ندیده و یا نادیده می­گیرند؛ همچنین فروپاشی خانواده که به خانوار تبدیل شده تا جایی که تعدادی از افراد که وابسته نسبی هستند

  • شاهین
۰۷
فروردين
۹۷

*ﻣﻌﺮﺍﺝ پیامبر ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ:

ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺻﺤﻨﻪ ﮔﯿﺘﯽ ﺭﺧﺖ ﺑﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺷﺐ، ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ، ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﺭﻣﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﯼ ﻓﺮﯾﻀﻪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﻊ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮﺩ . ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺷﻨﺎﯼ ﺟﺒﺮﺋﯿﻞ ﺍﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪ : ‏« ﺍﯼ ﻣﺤﻤﺪ ! ﺑﺮﺧﯿﺰ ! ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﺷﻮ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺳﻔﺮﯼ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺩﺭﺍﺯ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ ‏» .

ﺟﺒﺮﺋﯿﻞ ﺍﻣﯿﻦ، ﻣﺮﮐﺐ ﻓﻀﺎﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ‏« ﺑﺮﺍﻕ ‏» ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺁﻭﺭﺩ . ﻣﺤﻤﺪ‏( ﺹ ‏) ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﺑﯽ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻫﺎﻧﯽ ﯾﺎ ﻣﺴﺠﺪﺍﻟﺤﺮﺍﻡ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺮﮐﺐ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺤﻞ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪ . ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪﺍﻻﻗﺼﯽ ‏( ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ‏) ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ‏( ﻉ ‏) ، ﻣﻮﺳﯽ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﻋﯿﺴﯽ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻤﺎﺯ ﮔﺰﺍﺭﺩ . ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻧﯿﺰ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺹ ‏) ﺑﻮﺩ . ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪﺍﻻﻗﺼﯽ، ‏« ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻠﺤﻢ ‏» ـ ﺯﺍﺩﮔﺎﻩ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﯿﺢ ‏( ﻉ ‏) ـ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺮﺩ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﺮﺍﻧﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﻔﺮﯼ ﻭ ﺗﺤﯿﺖ ﻣﺤﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﺒﺮﮐﻪ، ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﮑﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺁﻭﺭﺩ .

ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﻭﻡ ﺳﻔﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ، ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻤﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﯿﻤﻮﺩ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ . ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ . ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺩﻭﺯﺥ ﻭ ﺩﻭﺯﺧﯿﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺑﻬﺸﺘﯿﺎﻥ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺁﻭﺭﺩ . ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺩﺭﺟﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺘﯿﺎﻥ ﻭ ﺍﺷﺒﺎﺡ ﺩﻭﺯﺧﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ .

ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ‏« ﺳﺪﺭﺓ ﺍﻟﻤﻨﺘﻬﯽ ‏» ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﻔﺘﻢ ﻭ ‏« ﺟﻨﺔﺍﻟﻤﺄﻭﯼ ‏» ‏( ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮﯾﻦ ‏) ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ، ﺁﺛﺎﺭ ﺷﮑﻮﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻫﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ . ﻭﯼ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻭﺝ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ، ﻫﯿﭻ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ . ﺣﺘﯽ ﺟﺒﺮﺋﯿﻞ ﺍﺯ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﺎﺯ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ، ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﺮﺍﻧﮕﺸﺘﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺁﯾﻢ، ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﻮﺧﺖ ‏» 

  • شاهین
۲۲
مهر
۹۶
**این هم از قسمت دوم خاطره آموزشی من تو پادگان شهید دستغیب جهرم:

*خب روزهای بعد ما باید میرفتیم صبحگاه که که خوندن قرآن و سرود و سخنرانی بود که ما باید عین چوب خشک می ایستادیم و تکون نمیخوردیم و بعدش هم تمرین رژه بود.

*روزهای اول حدود پنج ساعت!تو اون هوای گرم صف جمع(رژه) باهامون کار میکردن چون نمیدونستیم تنبیه هم میشدیم، که بعضی ها از هوش میرفتن و چند نفر هم تشنج کردن جالب بود قبلش هم آمبولانس میومد!! بعد تمرین یا تنبیه شروع میشد!!

*هفته ای سه بار حمام داشتیم،در کل امکانات پادگان در حد متوسط رو به پایین بود مثلا حمام بعضی از دوش های آب خراب بود و نزدیک به هزار نفر از این حمام استفاده میکردن یا دستشویی ها اکثرا گرفته بود و پر از سوسک بود:||

*تو نظام میگن تشویق برای یک نفر تنبیه برای همه،ما هم به خاطر شیطنت بعضی ها مدام تنبیه میشدیم،انواع مختلف تنبیه و جود داشت مثل بشین پاشو،پا مرغی،غلت زدن روی زمین داغ،سینه خیز روی آسفالت!دویدن و....یادمه یه بار حدود 200 تا بشین پاشو رفتیم :/ پاهام داغون شد.
  • شاهین
۲۰
مهر
۹۶
**من دیروز از دوره ی آموزشی خدمتم که تو نیروی انتظامی،پادگان شهید دستغیب جرم بود اومدم و این قسمت اول خاطرات من تو این دوماهه از 19 مرداد تا 18 مهر 96 هست.

*روزی که برگه معرفی رو گرفتم خیلی غافلگیر شدم چون فکرش رو هم نمیکردم بیفتم نیروی انتظامی اون هم پادگان شهید دستغیب جهرم ولی چاره ای نبود و باید میرفتم.

*روز قبل از اعزام وسایل مورد نیاز رو مثل دارو و حوله و صابون و ....رو آماده کردم و موهام رو هم تراشیدم؛قیافم عجیب خنده دار شده بود:) و فردا صبحش خداحافظی سخت با خانواده:(( و رفتن به محل اعزام.

*ما باید به مرکز استان میرفتیم و از از اونجا به محل خدمت اعزام میشدیم،وقتی رسیدم اونجا با افراد زیادی با سرهای کچل و برگه به دست مواجه شدم که درصف بودن و من هم به اون ها پیوستم،حدود دو ساعت معطل شدیم،ما 60 نفر بودیم که به جهرم میرفتیم،44 نفر با اتوبوسی که اومده بود رفتیم و به بقیه بلیط دادن و رفتن ترمینال و از اونجا باید میومدن.

*تو اتوبوس بقیه خوشحال بودن و کیف میکردن ولی من تو فکر بودم یه چرتی زدم شش ساعت بعد حدود 6 عصر به مقصد رسیدیم برخلاف چیزی که فکر میکردم پادگان وسط شهر بود!!دم در پادگان ما رو توجیه کردن و گوشی هارو از اوناییکه با خودشون آورده بودن گرفتن، هزینه پست رو ازشون گرفتن فرستادن در خونشون:)).

*بعد هم ما رو فرستادن داخل پادگان و بازرسی بدنی کردن و تمام وسایلمون رو گشتن و بعد ما رو بردن در سلف غذا خوری میگفتن شام نداریم بهتون بدیم آخر سر نفری نصف تن ماهی بهمون دادن و بردنمون آسایشگاه برای خواب.

*فرداش مارو به خط کردن تا ما رو به گردان و گروهان های مختلف تقسیم کنن
 ما رو با سر کچل حدود چهار ساعت!!زیر آفتاب سوزان جهرم نگه داشتن بدوت اینکه بزارن یه قطره آب بخوریم من که به غلط کردم و توبه افتادم که چرا اومدم خدمت!!آخرش افتادم گردان دوم کربلا گروهان چهارم سلمان و رفتیم آسایشگاه و یه استراحتی کردیم.

*فرداش بهمون لباس نظامی و استحقاقی(مثل حوله،شامپو،مسواک،دستکش و....)دادن و یه سری وسایل دیگه مثل دفتر و خودکار و کش که پولش رو ازمون گرفتن،بعد از اون هم فرمانده با ما اتمام حجت کرد و به شدت ما رو ترسوند و روز دوم هم اینطوری گذشت.

                                     پایان قسمت اول
  • شاهین
۱۶
مرداد
۹۶

**ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻛﺎﻣﻞ ﻭ ﻫﻢ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﻨﺎﺱ ﻛﺎﻣﻞ ﺍﺳﺖ، ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﻡ ﻫﺎ ﺑﺎﻓﺖ، ﺩﺭ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﺷﺎﻥ

ﺟﺎﻯ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻳﺎﻓﺖ . ﭘﺲ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﺩﻳﺪﻧﺪ، ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺑﺪﻳﺸﺎﻥ

ﻣﻰ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺳﺨﻦ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ .

*ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻓﺮﻳﺐ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﻢ ﻛﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﺣﺮﻡ ﺩﻝ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ . ﮔﺎﻫﻰ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺘﻨﻔّﺮ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻌﺪ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﻭ

ﭼﻬﺎﺭ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﻚ ﻣﻰ ﺭﻳﺰﺩ ﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ . ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻳﻚ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ

ﻟﺬﺕ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺮ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ؛ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺪﻯ

ﻧﺒﻮﺩ.

-ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻗﻠﺐ ﺑﻪ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ : ‏«ﺑﺎﺽَ ﻭ

ﻓَﺮَّﺥَ ‏» ﺑﺎﺽَ ﻳﻌﻨﻰ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ؛ ﺍﻭﻝ ﺗﺨﻢ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻰﻛﻨﺪ - ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺁﻧﻜﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻠﻜﻮﺗﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﺪ -

ﻭﻗﺘﻰ ﺗﺨﻢﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ ﺍﻳﻦ ﺗﺨﻢ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻮﺟﮥ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺟﻨﺐ ﻭ

ﺟﻮﺵ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ‏«ﺩَﺭَﺝَ ‏» ﻳﻚ ﻭﻗﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻴﺪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﺘﺎﻥ ﻏﻮﻏﺎﻳﻰ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺷﻮﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ. ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ

ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ، ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﻏﻮﻏﺎ ﻭ ﺑﻠﻮﺍ ﻧﺎﺷﻰ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺳﺖ .

*ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﺪ، ﺷﻮﺭﺷﻰ ﺩﺭﻭﻧﻰ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ. ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﻢ ﻳﻌﻨﻰ ﻫﻤﻴﻦ، ﺍﻳﻦ ﻫﺎ

ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﻴﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺍﻳﻦ ﺷﻮﺭﺵ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ، ﻫﻤﻴﻦ

ﺍﺳﺖ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﺭﺳﻴﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ،

ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ؛ ﭼﺮﺍ؟ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺁﻣﺪ، ﺁﺷﻴﺎﻧﻪ ﺳﺎﺧﺖ، ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ

ﻭ ﺗﺨﻢ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻮﺟﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻧﻤﻮﺩ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻢ ﻛﻢ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻨﺰﻭﻯ ﻭ

ﺩﺭ ﻳﻚ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﺳﻴﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺑﻨﺪﺩ، ﺑﻌﺪ : ‏« ﻓَﻨَﻈَﺮَ

ﺑِﺄَﻋْﻴُﻨِﻬِﻢْ ﻭَ ﻧَﻄَﻖَ ﺑﺄَﻟﺴِﻨَﺘِﻬِﻢْ ‏» . ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﻰ ﺯﻧﺪ،

ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﻰﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻨﺪﮤ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

ﺁﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺪﺍ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ‏«ﺃَﻧَﺎ ﺧَﻴْﺮٌ ﻣِﻨْﻪُ ‏» ‏( 2 ‏) ﻫﻤﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ

ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻮ ﺣﺮﻑ ﻣﻰ ﺯﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﺗﻮ ﻳﻚ ﺑﭽﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﺷﻴﻌﻪ ﻫﺴﺘﻰ، ﭼﮕﻮﻧﻪ

ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺩﻋﺎﻳﻰ ﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻰ ﻣﻦ ﻧﻈﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ

ﺭﺍ ﺑﻜﻨﻢ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﭙﻮﺷﻢ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻃﻮﺭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ

ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻡ. ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻫﺎﻯ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍ

ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .

ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺘﺎﻥ ﻏﻔﻠﺖ ﻧﻜﻨﻴﺪ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﺑﻪ

ﺟﺎﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻨﺸﻴﻨﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﻛﻨﻴﺪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ . 

**ﺩﺭ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎﺀ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ: ‏« ﺇِﻥَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻳَﺄْﻛُﻠُﻮﻥَ ﺃَﻣْﻮﺍﻝَ

ﺍﻟْﻴَﺘﺎﻣﻰ ﻇُﻠْﻤﺎً ﺇِﻧَّﻤﺎ ﻳَﺄْﻛُﻠُﻮﻥَ ﻓِﻲ ﺑُﻄُﻮﻧِﻬِﻢْ ﻧﺎﺭﺍً ‏» ‏( 3 ‏) ﺁﻧﻬﺎ

ﻛﻪ ﻣﺎﻝ ﺣﺮﺍﻡ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً ﻣﺎﻝ ﻳﺘﻴﻢ، ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺷﻜﻤﺸﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ .

ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻠﻜﻮﺗﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﺪ؛ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ

ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺗﻔﺴﻴﺮﺷﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ.

  • شاهین
۳۰
اسفند
۹۵

*ﺭﻭﺍﻳﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺳﻴﻤﺎﻱ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪﻩ

ﺍﺳﺖ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ :

-1 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻤﻊ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ

ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ‏»

ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺍﺩ ﺳﺘﺪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺭﺍﻳﺞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ

ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ .

-2 ‏« ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻥ، ﻭ ﺯﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ

ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ‏»

ﺍﮔﺮ ﻇﺮﺍﻓﺖ ﺑﺪﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ

ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻳﻲ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻲ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ

ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﻛﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻭ ﻏﻴﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﻲ

ﭘﻮﺷﻨﺪ

-3 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺟﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﭙﻮﺷﻨﺪ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺣﻴﺎ ﺍﺯ

ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ‏»

-4 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﻛﻮﻫﺎﻥ

ﺷﺘﺮﻫﺎﺳﺖ، ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯﺷﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ‏»

ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﻛﺘﺎﺏ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﻫﺎﻳﻲ ﺟﻨﺎﺏ ﻛﺎﻣﻞ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ، ﺩﺭ ﺗﻔﺴﻴﺮ

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺩﺭﺣﺪﻭﺩ 50 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ

ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﻮﻫﺎﻳﻲ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ

ﺑﺎﻻﻱ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﺟﻤﻊ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ

ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﺮ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﻧﻴﺰ، ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻱ

ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻴﺮﻩ ﻣﻲ ﺯﻧﻨﺪ ‏(ﻛﻠﻴﺒﺲ ‏) ﻭ ﻭ

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ

ﺯﻧﺎﻥ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺭﺩ . ﺷﺮﺡ ﻭ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ

ﺍﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ.

  • شاهین
۲۹
بهمن
۹۵

وارد شدن به سنین نوجوانی
عشق، پدیده ای هیجانی و اعجاب انگیز است که بیشتر مردم جهان را درگیر خود می کند. دلباختگی و عشق برای اولین بار در دوران بلوغ، احساس و معمولا با یک نگاه شروع می شود. از این رو، خاطرخواهی و تمایل به غیرهمجنس در نوجوانی طبیعی است و نوجوانان با فشار زیادی برای داشتن رابطه با غیرهمجنس روبرو هستند. بسیاری از آنان، ساعت ها درباره خاطرخواهی که حتی او را هم نمی شناسند، به خیالبافی می پردازند و این خاطرخواهی را به عنوان عشق قلمداد می کنند در حالی که این دلباختگی احساس درازمدت و پایداری نخواهد بود.

بیدار شدن تمایلات جنسی و میل به رابطه صمیمی
از دوران نوجوانی، احساسات جنسی با تاکید بیشتری نسبت به سنین قبلی افزایش می یابد و نوجوانان میل شدیدی برای برقراری رابطه صمیمی و عموما با غیرهمجنس پیدا می کنند. البته این گرایش در پسران و دختران متفاوت است، به طوری که پسران احساسات و تمایل روابط جنسی شدیدتری دارند، به سرعت تحریک می شوند و در روابط دوستی با غیرهمجنس بر جنبه های روابط جنسی تاکید می کنند، در حالی که نوجوانان دختر، تمایل زیادی به نشانه های عاطفی دارند.

رهایی از هیجانات منفی
دوره نوجوانی و جوانی پر از هیجان است، هیجاناتی که گاهی مانند افسردگی و اضطراب جنبه منفی دارند. برخی از مشاوران سلامت روان، فرض می کنند افسردگی و اضطراب با گرایش به جنس مخالف ارتباط دارد. مطالعه ای در این زمینه نشان داد افسردگی در تعدادی از دختران و مصرف مواد مخدر در تعدادی از پسران عامل خطرناکی برای تجربه جنسی در رابطه با غیرهمجنس است. در واقع برخی از نوجوانان و جوانان برای کنترل اضطراب و افسردگی به سمت برقراری رابطه با جنس مخالف رو می آورند و این روابط راه فراری برای آنان می شود.

دستیابی به هویت مردانگی و زنانگی
در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی، فرد به دنبال کسب هویتی است که متناسب با جنسیت خود باشد، گرایش به جنس مخالف می تواند برای هر دو جنس احساس هویت مردانگی و زنانگی را تقویت کند. در تحقیقی، نوجوانانی که به دنبال هویت بوده اند، انتخاب دوست دختر و پسر آنها اتفاقی تر و تصادفی صورت می گیرد اما نوجوانانی که ایده های نسبتا روشنی از هویت خود داشته اند، بیشتر به دنبال صمیمیت و اعتماد در روابط بوده اند.

کسب شناخت برای ازدواج
برخی از افراد به خصوص دختران، صرفا برای ایجاد زمینه های شناخت بیشتر که منجر به ازدواج و رابطه ای متعهدانه و بلند مدت شود، به سمت برقراری ارتباط با جنس مخالف می روند. در این موارد دختر و پسر با طرح مسئله ازدواج با یکدیگر سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند و به شناخت بیشتر یکدیگر مبادرت ورزند. گرچه در شرایط کنونی جامعه ما، بسیاری از این روابط با مخالفت خانواده، در نهایت منجر به ازدواج نخواهد شد.

فشار همسالان
در سنین نوجوانی و جوانی برای هر دو جنس فشار زیادی از طرف دوستان و همسالان برای برقراری رابطه نزدیک با غیرهمجنس ایجاد می شود. به طوری که دختران داشتن دوست پسر را نشانه جذابیت و پسران داشتن دوست دختر را نشانه قدرت و احساس مردانگی می دانند.

  • شاهین
۱۷
دی
۹۵
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد! 
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! 

 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! 




چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! $$$$$$



رژیم اشغالگر صهیونیستی: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید! 



گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند! 


اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!


انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند


ایران:
 ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و

کم دردسرتر هست.)

  • شاهین
۰۶
آبان
۹۵

**‏(ﺁﻳﻪ 27 ‏)- ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺫﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ : ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﺨﺸﻰ ﺍﺯ ﺁﺩﺍﺏ

ﻣﻌﺎﺷﺮﺕ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺍﺳﻼﻡ ﻛﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻧﺰﺩﻳﻜﻰ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ

ﺣﻔﻆ ﻋﻔﺖ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏«ﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻳﺪ! ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻰ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ

ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺍﻫﻞ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺳﻼﻡ ﻛﻨﻴﺪ ‏»

‏« ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ، ﺷﺎﻳﺪ ﻣﺘﺬﻛﺮ ﺷﻮﻳﺪ‏» ‏.

ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺜﻰ ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ: ‏«ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻳﺎﺭﺍﻧﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ

ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﻯ ﺩﺭ ﻧﺎﻳﺴﺖ«! ﻭ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ

ﻛﺴﻰ ﻣﻰﺁﻣﺪ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﻯ ﺩﺭ ﻧﻤﻰﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﺭﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﭼﭗ ﻗﺮﺍﺭ

ﻣﻰﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﻰﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻋﻠﻴﻜﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭﺭﻭﺩ ﻣﻰﮔﺮﻓﺖ.


*‏(ﺁﻳﻪ 28 ‏)- ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺑﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻣﻰﺷﻮﺩ : ‏«ﭘﺲ ﺍﮔﺮ

ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻴﺎﻓﺘﻴﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ‏»

ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﻭﻟﻰ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺫﻥ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺒﻴﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﻀﻮﺭ

ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﻖ ﻭﺭﻭﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﺩﺍﺷﺖ .

ﺳﭙﺲ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﻰﻛﻨﺪ ‏«ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻳﺪ ‏( ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺭﺍ ﭘﺬﻳﺮﺍ

ﺷﻮﻳﺪ ﻭ ‏) ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻳﺪ، ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩﺗﺮﺳﺖ ‏» ‏

ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ، ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻜﻨﺪ، ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺘﻰ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻰﺷﻮﺩ .


*‏(ﺁﻳﻪ 29 ‏)- ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺣﻜﻢ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﺋﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺭﻓﻊ ﺿﺮﻭﺭﺗﻬﺎ ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺍﺯ

ﻃﺮﻳﻖ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﺀ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :

‏« ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻯ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﻜﻮﻧﻰ ﺑﺸﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ

ﻣﺘﺎﻋﻰ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ‏» 

ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﻰﻧﻤﺎﻳﺪ: ‏«ﻭ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻣﻰﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻰﺩﺍﺭﻳﺪ

ﻣﻰﺩﺍﻧﺪ ‏»


*‏(ﺁﻳﻪ -30

ﺷﺄﻥ ﻧﺰﻭﻝ :

ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺍﻧﺼﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ

ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺯﻧﻰ ﺭﻭ ﺑﺮﻭ ﺷﺪ . ﭼﻬﺮﻩ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﻈﺮ ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ

ﻭﺍﺭﺩ ﻛﻮﭼﻪ ﺗﻨﮕﻰ ﺷﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻰﻛﺮﺩ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﻮﺭﺗﺶ

ﺑﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺗﻴﺰﻯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻳﺎ ﻗﻄﻌﻪ ﺷﻴﺸﻪﺍﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ

ﺷﻜﺎﻓﺖ ! ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻣﻦ ﺧﺪﻣﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﻰﺭﻭﻡ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ

ﺑﺎﺯ ﮔﻮ ﻣﻰﻛﻨﻢ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﻪ ﺷﺪﻩ

ﺍﺳﺖ؟ 

ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ، ﭘﻴﻚ ﻭﺣﻰ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ ﻭ

ﺁﻳﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺤﺚ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ.

ﺗﻔﺴﻴﺮ:

ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﭼﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﺗﺮﻙ ﺣﺠﺎﺏ: ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪﺍﻳﻢ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺭﻩ ﺩﺭ

ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺳﻮﺭﻩ ﻋﻔﺖ ﻭ ﭘﺎﻛﺪﺍﻣﻨﻰ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺎﺯﻯ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﺎﺕ ﺟﻨﺴﻰ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ

ﺍﺣﻜﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭼﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻰﺩﺍﺭﺩ .

ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏«ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﮕﻮ: ﭼﺸﻤﻬﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ‏(ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ ‏) ﻓﺮﻭ

ﮔﻴﺮﻧﺪ، ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻨﺪ‏» ‏

ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻬﻮﺕ ﻭ

ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻝ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻧﻬﻰ ﻛﺮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺁﻳﻪ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﻳﺪ : ‏« ﺍﻳﻦ

ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩﺗﺮ ﺍﺳﺖ ‏» ‏

ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﻮﺱﺁﻟﻮﺩ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ

ﻣﻰﺍﻓﻜﻨﻨﺪ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻏﻴﺮ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﻯ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ، ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏« ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ

ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰﺩﻫﻴﺪ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ‏» ‏

  • شاهین
۲۴
مهر
۹۵

*ﯾﻌﻨﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻋﮑﺲ ﻭ ﻓﯿﻠﻢﻫﺎﯼ ﻣﺒﺘﺬﻝ

ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﺼﺒﯽ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ‏(ﺳﻤﭙﺎﺗﯿﮏ ﻭ ﭘﺎﺭﺍﺳﻤﭙﺎﺗﯿﮏ ‏) ﻭ ﺗﺤﺮﯾﮏ

ﺷﻬﻮﺕ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ؛ ﻫﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺗﻨﻔﺲ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛

ﺗﺮﺷﺢ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥﻫﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﻥ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺷﺨﺺ

ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺮﻩ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ. ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ

ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﯾﺎﺑﺪ ﺁﺛﺎﺭ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻓﺮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ .ﺮﺧﯽ ﺁﺛﺎﺭ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺁﻣﯿﺰ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮﺍﺧﻼﻗﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ

ﺑﺮﺷﻤﺮﺩ :

.1 ﮐﺎﻫﺶ ﺷﺪﯾﺪ ﻋﺸﻖ:

ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﻥ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺗﻮﻓﯿﻖ

ﮐﻤﺘﺮﯼ ﮐﺴﺐ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

.2 ﺗﺎﺛﯿﺮﺍﺕ ﻓﯿﺰﯾﻮﻟﻮﮊﯾﮏ:

ﺳﻼﻣﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﺩﺭ ﺳﻼﻣﺖ ﺟﺴﻤﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﺩﺍﺭﺩ،

ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺭﺿﺎﺀ ﻣﻌﻘﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻓﯿﺰﯾﻮﻟﻮﮊﯼ

ﺑﺪﻥ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﻋﺪﻡ ﺣﻔﻆ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﺎﺩﻝ، ﺍﺯ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯽﮐﺎﻫﺪ ﻭ

ﺍﻭ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ .

.3 ﺗﻀﻌﯿﻒ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ:

ﺟﻨﺒﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ، ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺁﻧﻬﺎ ﯾﮏ

ﺣﺎﻟﺖ ‏« ﻣﻦ ﻏﺮﯾﺒﻪ ‏» ‏(ﺟﻨﺒﻪ ﺗﺎﺭﯾﮏ ‏) ﺭﺍ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺤﻮﺭ ﺁﻥ، ﺷﻬﻮﺕ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺘﯿﺰ ﻭ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﮐﺜﺮ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﺍﺳﺖ .

ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﮑﺮﺭ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺁﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻫﻤﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﻓﯿﻠﻢﻫﺎ ‏( ﺣﺘﯽ ﺑﻪ

ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ ‏) ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻗﺒﺢ ﻭ ﺯﺷﺘﯽ ﺍﻣﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺳﻼﻡ، ﻋﻘﻼﺀ ﻭ

ﻋﺮﻑ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺯﺷﺖ ﻭ ﻗﺒﯿﺢ ﻣﯽﺷﻤﺎﺭﻧﺪ. ﺣﺘﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎﯼ ﻣﯚﺩﺏ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺰﺍﮐﺖ

ﺍﺯ ﺑﯿﺎﻥ ﻭ ﺫﮐﺮ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻟﻔﺎﻅ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﺀ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ

ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺍﮐﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺯﺷﺖ ﻭ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻭ ﻗﺒﯿﺢ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ

ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻭ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺁﻥ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ

.4 ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﻋﻔﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺭ ﺩﺭﺍﺯﻣﺪﺕ:

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ

ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻧﮕﺎﻩ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺯﯾﺮﺍ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻤﺮﺍﻫﯽ ﻭ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .

.5 ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺘﻦ ﺗﺼﺎﻭﯾﺮ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ :

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺱ، ‏« ﻣﮏ ﮔﺎﻑ ‏» ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ

ﮐﺎﻟﯿﻔﺮﻧﯿﺎ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ. ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﻭ ‏(ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ‏) ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ

ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺗﺠﺮﺑﻪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﺤﺮﯾﮑﺎﺕ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ‏(ﻣﺜﻞ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺟﻨﺴﯽ ‏) ﺭﺥ

ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﺗﻮﺳﻂ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﻏﺪﻩ ﺁﺩﺭﻧﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺷﻮﺍﺭ

ﺍﺳﺖ .

  • شاهین