خانواده یار

خانواده یار
نویسندگان
۱۶
فروردين
۹۵
*امام علی علیه السلام: بگذارید و بگذرید، ببینید و دل مبندید،چشم بیاندازید و دل مبازید،که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.
  • ۱۶ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۲۰
  • شاهین
۲۲
مهر
۹۶
**این هم از قسمت دوم خاطره آموزشی من تو پادگان شهید دستغیب جهرم:

*خب روزهای بعد ما باید میرفتیم صبحگاه که که خوندن قرآن و سرود و سخنرانی بود که ما باید عین چوب خشک می ایستادیم و تکون نمیخوردیم و بعدش هم تمرین رژه بود.

*روزهای اول حدود پنج ساعت!تو اون هوای گرم صف جمع(رژه) باهامون کار میکردن چون نمیدونستیم تنبیه هم میشدیم، که بعضی ها از هوش میرفتن و چند نفر هم تشنج کردن جالب بود قبلش هم آمبولانس میومد!! بعد تمرین یا تنبیه شروع میشد!!

*هفته ای سه بار حمام داشتیم،در کل امکانات پادگان در حد متوسط رو به پایین بود مثلا حمام بعضی از دوش های آب خراب بود و نزدیک به هزار نفر از این حمام استفاده میکردن یا دستشویی ها اکثرا گرفته بود و پر از سوسک بود:||

*تو نظام میگن تشویق برای یک نفر تنبیه برای همه،ما هم به خاطر شیطنت بعضی ها مدام تنبیه میشدیم،انواع مختلف تنبیه و جود داشت مثل بشین پاشو،پا مرغی،غلت زدن روی زمین داغ،سینه خیز روی آسفالت!دویدن و....یادمه یه بار حدود 200 تا بشین پاشو رفتیم :/ پاهام داغون شد.

*میدون تیر از وسط شهر رد میشد و ما باید برای تیراندازی حدود 7 کیلومتر (فقط رفتن! )بدون استراحت پیاده روی میکردیم دفعه ی اول من پاشنه ی پام در اثر رژه و...مشکل پیدا کرده بود و تا به مقصد رسیدیم دهنم صاف شد:(( نمره ی تیر اندازی من هم پایین شد.

*یکی از سخت ترین کارها تو خدمت بیدارشدن ساعت 4 یا گاهی اوقات زودتر بود اون هم با صدای زنگ یا سوت بلند یا کوبیدن به در آهنی درحالی که اذان صبح ساعت 5:30 دقیقه بود:// البته این اواخر به این موضوع عادت کرده بودیم.

*برنامه روزانه ما به این صورت بود:بیدار باش-صبحاته-نظافت-صبحگاه-کلاس اول و دوم-نماز-کلاس سوم و چهارم-نظافت-نماز مغرب و عشا-آمار شبانه و خاموشی؛این روهم بگم اونجا برنامه های مذهبی زیادی هست و بهترین مکان برای نماز خون شدن و رسیدن به امور مذهبی.

*غذای پادگان انصافا خوب بود اما برای شام گاهی اوقات کم غذا میدادن یا بعضا بیکیفیت بود و مجبور بودیم بریم بوفه و بیسکوییت یا کیک بخوریم.

*گروهان ما نسبت به گروهان های دیگه ضعیف تر بود و فرمانده گردان میگفت رورهای تعطیل که روز استراحت ما بود هم با ما تمرین کنن و حالمون خیلی گرفته میشد:((

*بلاخره رسیدبم به روزهای پایانی که تمرین مراسم پایان دوره بود که باید جلوی فرمانده پادگان رژه میرفتیم و سردوشی و درجه هامون رو میچسبوندیم وروز آخر که مراسم برگذار شدفقط شش روز!! بهمون مرخصی پایان دوره دادن:/

*چند نفر هم به علت آوردن سیگار و مواد مخدر!!به داخل پادگان و دعوا تجدید آموزش شدن و چند هفته اظافه خدمت خوردن و باید تو پادگان میموندن خیلی حاشون گرفته بود و پشیمون بودن من هم دلم براشون میسوخت.

*روز آخر هم برگه تقسیم ها رو بهمون دادن و در کمال ناباوری روی برگه من نوشته بود س و ب(سیستان و بلوچستان) این هم از شانس بد من بود.در انتها هم که خداحافظی با چشمانی اشکبار از دوستان و فرماندهمون که مرد خوبی بود و برداشتن کیسه انفرادی و راهی خانه شدن*پس فردا هم باید به یگان خدمتی یعنی سیستان و بلوچستان برم،امیدوارم به خیر بگذره.
                                              
                    
                              پایان قسمت دوم(آخر)
  • شاهین
۲۰
مهر
۹۶
**من دیروز از دوره ی آموزشی خدمتم که تو نیروی انتظامی،پادگان شهید دستغیب جرم بود اومدم و این قسمت اول خاطرات من تو این دوماهه از 19 مرداد تا 18 مهر 96 هست.

*روزی که برگه معرفی رو گرفتم خیلی غافلگیر شدم چون فکرش رو هم نمیکردم بیفتم نیروی انتظامی اون هم پادگان شهید دستغیب جهرم ولی چاره ای نبود و باید میرفتم.

*روز قبل از اعزام وسایل مورد نیاز رو مثل دارو و حوله و صابون و ....رو آماده کردم و موهام رو هم تراشیدم؛قیافم عجیب خنده دار شده بود:) و فردا صبحش خداحافظی سخت با خانواده:(( و رفتن به محل اعزام.

*ما باید به مرکز استان میرفتیم و از از اونجا به محل خدمت اعزام میشدیم،وقتی رسیدم اونجا با افراد زیادی با سرهای کچل و برگه به دست مواجه شدم که درصف بودن و من هم به اون ها پیوستم،حدود دو ساعت معطل شدیم،ما 60 نفر بودیم که به جهرم میرفتیم،44 نفر با اتوبوسی که اومده بود رفتیم و به بقیه بلیط دادن و رفتن ترمینال و از اونجا باید میومدن.

*تو اتوبوس بقیه خوشحال بودن و کیف میکردن ولی من تو فکر بودم یه چرتی زدم شش ساعت بعد حدود 6 عصر به مقصد رسیدیم برخلاف چیزی که فکر میکردم پادگان وسط شهر بود!!دم در پادگان ما رو توجیه کردن و گوشی هارو از اوناییکه با خودشون آورده بودن گرفتن، هزینه پست رو ازشون گرفتن فرستادن در خونشون:)).

*بعد هم ما رو فرستادن داخل پادگان و بازرسی بدنی کردن و تمام وسایلمون رو گشتن و بعد ما رو بردن در سلف غذا خوری میگفتن شام نداریم بهتون بدیم آخر سر نفری نصف تن ماهی بهمون دادن و بردنمون آسایشگاه برای خواب.

*فرداش مارو به خط کردن تا ما رو به گردان و گروهان های مختلف تقسیم کنن
 ما رو با سر کچل حدود چهار ساعت!!زیر آفتاب سوزان جهرم نگه داشتن بدوت اینکه بزارن یه قطره آب بخوریم من که به غلط کردم و توبه افتادم که چرا اومدم خدمت!!آخرش افتادم گردان دوم کربلا گروهان چهارم سلمان و رفتیم آسایشگاه و یه استراحتی کردیم.

*فرداش بهمون لباس نظامی و استحقاقی(مثل حوله،شامپو،مسواک،دستکش و....)دادن و یه سری وسایل دیگه مثل دفتر و خودکار و کش که پولش رو ازمون گرفتن،بعد از اون هم فرمانده با ما اتمام حجت کرد و به شدت ما رو ترسوند و روز دوم هم اینطوری گذشت.

                                     پایان قسمت اول
  • شاهین
۱۶
مرداد
۹۶

**ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻛﺎﻣﻞ ﻭ ﻫﻢ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﻨﺎﺱ ﻛﺎﻣﻞ ﺍﺳﺖ، ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﻡ ﻫﺎ ﺑﺎﻓﺖ، ﺩﺭ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﺷﺎﻥ

ﺟﺎﻯ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻳﺎﻓﺖ . ﭘﺲ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﺩﻳﺪﻧﺪ، ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺑﺪﻳﺸﺎﻥ

ﻣﻰ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺳﺨﻦ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ .

*ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻓﺮﻳﺐ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﻢ ﻛﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﺣﺮﻡ ﺩﻝ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ . ﮔﺎﻫﻰ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺘﻨﻔّﺮ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻌﺪ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﻭ

ﭼﻬﺎﺭ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﻚ ﻣﻰ ﺭﻳﺰﺩ ﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ . ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻳﻚ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ

ﻟﺬﺕ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺮ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ؛ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺪﻯ

ﻧﺒﻮﺩ.

-ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻗﻠﺐ ﺑﻪ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ : ‏«ﺑﺎﺽَ ﻭ

ﻓَﺮَّﺥَ ‏» ﺑﺎﺽَ ﻳﻌﻨﻰ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ؛ ﺍﻭﻝ ﺗﺨﻢ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻰﻛﻨﺪ - ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺁﻧﻜﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻠﻜﻮﺗﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﺪ -

ﻭﻗﺘﻰ ﺗﺨﻢﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ ﺍﻳﻦ ﺗﺨﻢ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻮﺟﮥ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺟﻨﺐ ﻭ

ﺟﻮﺵ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ‏«ﺩَﺭَﺝَ ‏» ﻳﻚ ﻭﻗﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻴﺪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﺘﺎﻥ ﻏﻮﻏﺎﻳﻰ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺷﻮﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ. ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ

ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ، ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﻏﻮﻏﺎ ﻭ ﺑﻠﻮﺍ ﻧﺎﺷﻰ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺳﺖ .

*ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﺪ، ﺷﻮﺭﺷﻰ ﺩﺭﻭﻧﻰ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ. ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﻢ ﻳﻌﻨﻰ ﻫﻤﻴﻦ، ﺍﻳﻦ ﻫﺎ

ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﻴﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺍﻳﻦ ﺷﻮﺭﺵ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ، ﻫﻤﻴﻦ

ﺍﺳﺖ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﺭﺳﻴﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ،

ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ؛ ﭼﺮﺍ؟ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺁﻣﺪ، ﺁﺷﻴﺎﻧﻪ ﺳﺎﺧﺖ، ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ

ﻭ ﺗﺨﻢ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻮﺟﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻧﻤﻮﺩ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻢ ﻛﻢ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻨﺰﻭﻯ ﻭ

ﺩﺭ ﻳﻚ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﺳﻴﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺑﻨﺪﺩ، ﺑﻌﺪ : ‏« ﻓَﻨَﻈَﺮَ

ﺑِﺄَﻋْﻴُﻨِﻬِﻢْ ﻭَ ﻧَﻄَﻖَ ﺑﺄَﻟﺴِﻨَﺘِﻬِﻢْ ‏» . ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﻰ ﺯﻧﺪ،

ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﻰﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻨﺪﮤ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

ﺁﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺪﺍ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ‏«ﺃَﻧَﺎ ﺧَﻴْﺮٌ ﻣِﻨْﻪُ ‏» ‏( 2 ‏) ﻫﻤﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ

ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻮ ﺣﺮﻑ ﻣﻰ ﺯﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﺗﻮ ﻳﻚ ﺑﭽﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﺷﻴﻌﻪ ﻫﺴﺘﻰ، ﭼﮕﻮﻧﻪ

ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺩﻋﺎﻳﻰ ﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻰ ﻣﻦ ﻧﻈﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ

ﺭﺍ ﺑﻜﻨﻢ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﭙﻮﺷﻢ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻃﻮﺭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ

ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻡ. ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻫﺎﻯ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍ

ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .

ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺘﺎﻥ ﻏﻔﻠﺖ ﻧﻜﻨﻴﺪ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﺑﻪ

ﺟﺎﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻨﺸﻴﻨﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﻛﻨﻴﺪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ . 

**ﺩﺭ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎﺀ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ: ‏« ﺇِﻥَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻳَﺄْﻛُﻠُﻮﻥَ ﺃَﻣْﻮﺍﻝَ

ﺍﻟْﻴَﺘﺎﻣﻰ ﻇُﻠْﻤﺎً ﺇِﻧَّﻤﺎ ﻳَﺄْﻛُﻠُﻮﻥَ ﻓِﻲ ﺑُﻄُﻮﻧِﻬِﻢْ ﻧﺎﺭﺍً ‏» ‏( 3 ‏) ﺁﻧﻬﺎ

ﻛﻪ ﻣﺎﻝ ﺣﺮﺍﻡ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً ﻣﺎﻝ ﻳﺘﻴﻢ، ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺷﻜﻤﺸﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ .

ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻠﻜﻮﺗﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﺪ؛ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ

ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺗﻔﺴﻴﺮﺷﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ.

  • شاهین
۲۱
ارديبهشت
۹۶

**چند وقتی متاسفانه بیمار بودم و نتونستم وبلاگ رو به روز کنم حالا یه مطلب طنز:)

*ﺷﯿﺦ ﻭ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ:

ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﺎﻧﺪ ؟

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﺑﯽ ﻋﺴﻞ.

ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ، ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻧﺪﺍﺷﺖ.

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺮﻓﺘﻨﺪﯼ .


*شیخ و یارانه:

ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ : ﻫﺪﻓﻤﻨﺪﯼ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺴﮑﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺷﯿﺦ ﺭﺍ

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺛﯿﺮ “ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺯﯾﺎﺩ” ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺷﺼﺖ

ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ! ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﯾﻘﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ.


*شیخ و قیمت کالا:

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﺯﺭﺩ ﺁﻟﻮ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ۵۵۰۰ ﺍﺳﺖ .

ﮔﻔﺖ ﺧﺐ ﻧﺨﺮﯾﺪ .

ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﻮﻓﺘﻨﺪﯼ .


*شیخ و گوسفند:

ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩﯼ ، ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻣﺬﺑﻮﺣﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﻗﺼﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ

ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺗﻮﺍﻥ ﻭ ﯾﺎﺭﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﻤﺮ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺩﺭﺍﺯﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺵ ﻗﺒﻞ ﻣﺮﮒ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻣﺪﻫﻮﺵ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﻌﺮﻩ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ .


*شیخ و حجاب زنان:

ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺠﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ

ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺎﺳﺪ ﮐﻨﺪ ؟

ﮔﻔﺖ : ﺩﻣﺎﻍ ﺯﻧﺎﻥ !

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻓﻐﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻌﺮﻩ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ و سخت گریستند.


*شیخ و بلیط هواپیما:

ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﺍﻃﻼﻉ ﻫﻤﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﻠﯿﻂ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻓﺰﻭﻧﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ.

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ، ﺩﯾﻪ ﯼ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﺯ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.

ﭘﺲ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ خشتک درانیده و آنقدر ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪی تا واشر سر سیلندر بسوزانندی.


*شیخ و مرید پریشان:

ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺣﺎﻝ ، ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ

ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺲ ﻧﺎﮔﻮﺍﺭ !

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻨﺎﻝ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺗﻌﺒﯿﺮﺵ ﭼﻪ ﺑُﻮﺩ ؟

ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﺸﺎﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯽ ﮐﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﻫﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩﻧﺪ.

ﺭﻧﮓ ﺍﺯ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﺷﯿﺦ ﭘﺮﯾﺪ ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺳﯿﺪﻩ !

ﭘﺲ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻧﻌﻞ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﻫﻤﯽ ﮔﺮﯾﺨﺘﻨﺪ .


*شیخ و سوال مرید ها:

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :

ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ! ﻓﯿﻠﺘﺮﯾﻨﮓ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮐﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﭘﻬﻨﺎﯼ ﺑﺎﻧﺪ؟

ﺷﯿﺦ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:

ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ! ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺪﺗﺮ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺧﺮﺩﮐﻦ

ﺗﺮ ﺍﺳﺖ !

ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﺣﯿﺮﺕ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻧﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ! ﺍﺯ ﻓﯿﻠﺘﺮﯾﻨﮓ ﺑﺪﺗﺮ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ :

.

.

“ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻋﻀﺎ ﺳﺎﯾﺖ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺍﯼ ﺛﺒﺖ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ

ﮐﻠﯿﮏ ﮐﻨﯿﺪ!”

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ، ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻧﻌﺮﻩﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﺘﮏ ﻫﺎ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ

ﻭ ﻟﭗ ﺗﺎﭖ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻮﺑﯿﺪﻧﺪﯼ

ﻓﻐﺎﻥ ﮐﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﺷﺘﻪ ﮐﻮﻫﺎﯼ ﺁﻟﭗ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻧﺪﯼ !!


*شیخ و اسب سفید رستم:

ﺭﻭﺯﯼ ﻋﺪﻩ ﮐﺜﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻫﻤﯽ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ

ﺍﺳﺐ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﺳﺘﻢ ﭼﻪ ﺭﻧﮕﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ … ﺷﯿﺦ ﻟﺨﺘﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪ

ﺭﯾﺸﯽ ﺧﺎﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺧﺸﺘﮏ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﺸﮑﯽ ﺑﻮﺩﻩﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻭﺭﻭ ﻫﻤﯽ

ﺑﻮﺩﻩ … !!! ﺧﺒﺮ ﺩﻗﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ … ﺁﻥ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺳﺖ

ﺑﻘﺎﯾﺎﯼ ﺧﺸﺘﮏ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻓﺮﺳﻨﮕﯽ ﺳﺮﺍﯼ ﺷﯿﺦ ﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪ .


*شیخ و ظهر تابستان:

ﺩﺭ ﻇﻬﺮ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻫﻮﺍ ﺑﺲ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ .

ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ : ﺯﻗﻨﺒﻮﺕ ! ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﮕﺮﯾﺴﺘﯿﺪ !

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻏﺶ ﻏﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .


*شیخ و حال خراب مرید:
مریدی «تگری زنان» نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.
شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟
عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.
شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای.
و مریدان سخت گریستند ولی هیچ مگفتند:|

  • شاهین
۳۰
اسفند
۹۵

*ﺭﻭﺍﻳﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺳﻴﻤﺎﻱ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪﻩ

ﺍﺳﺖ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ :

-1 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻤﻊ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ

ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ‏»

ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺍﺩ ﺳﺘﺪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺭﺍﻳﺞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ

ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ .

-2 ‏« ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻥ، ﻭ ﺯﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ

ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ‏»

ﺍﮔﺮ ﻇﺮﺍﻓﺖ ﺑﺪﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ

ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻳﻲ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻲ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ

ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﻛﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻭ ﻏﻴﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﻲ

ﭘﻮﺷﻨﺪ

-3 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺟﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﭙﻮﺷﻨﺪ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺣﻴﺎ ﺍﺯ

ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ‏»

-4 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﻛﻮﻫﺎﻥ

ﺷﺘﺮﻫﺎﺳﺖ، ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯﺷﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ‏»

ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﻛﺘﺎﺏ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﻫﺎﻳﻲ ﺟﻨﺎﺏ ﻛﺎﻣﻞ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ، ﺩﺭ ﺗﻔﺴﻴﺮ

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺩﺭﺣﺪﻭﺩ 50 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ

ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﻮﻫﺎﻳﻲ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ

ﺑﺎﻻﻱ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﺟﻤﻊ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ

ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﺮ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﻧﻴﺰ، ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻱ

ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻴﺮﻩ ﻣﻲ ﺯﻧﻨﺪ ‏(ﻛﻠﻴﺒﺲ ‏) ﻭ ﻭ

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ

ﺯﻧﺎﻥ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺭﺩ . ﺷﺮﺡ ﻭ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ

ﺍﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ.

  • شاهین
۲۹
بهمن
۹۵

وارد شدن به سنین نوجوانی
عشق، پدیده ای هیجانی و اعجاب انگیز است که بیشتر مردم جهان را درگیر خود می کند. دلباختگی و عشق برای اولین بار در دوران بلوغ، احساس و معمولا با یک نگاه شروع می شود. از این رو، خاطرخواهی و تمایل به غیرهمجنس در نوجوانی طبیعی است و نوجوانان با فشار زیادی برای داشتن رابطه با غیرهمجنس روبرو هستند. بسیاری از آنان، ساعت ها درباره خاطرخواهی که حتی او را هم نمی شناسند، به خیالبافی می پردازند و این خاطرخواهی را به عنوان عشق قلمداد می کنند در حالی که این دلباختگی احساس درازمدت و پایداری نخواهد بود.

بیدار شدن تمایلات جنسی و میل به رابطه صمیمی
از دوران نوجوانی، احساسات جنسی با تاکید بیشتری نسبت به سنین قبلی افزایش می یابد و نوجوانان میل شدیدی برای برقراری رابطه صمیمی و عموما با غیرهمجنس پیدا می کنند. البته این گرایش در پسران و دختران متفاوت است، به طوری که پسران احساسات و تمایل روابط جنسی شدیدتری دارند، به سرعت تحریک می شوند و در روابط دوستی با غیرهمجنس بر جنبه های روابط جنسی تاکید می کنند، در حالی که نوجوانان دختر، تمایل زیادی به نشانه های عاطفی دارند.

رهایی از هیجانات منفی
دوره نوجوانی و جوانی پر از هیجان است، هیجاناتی که گاهی مانند افسردگی و اضطراب جنبه منفی دارند. برخی از مشاوران سلامت روان، فرض می کنند افسردگی و اضطراب با گرایش به جنس مخالف ارتباط دارد. مطالعه ای در این زمینه نشان داد افسردگی در تعدادی از دختران و مصرف مواد مخدر در تعدادی از پسران عامل خطرناکی برای تجربه جنسی در رابطه با غیرهمجنس است. در واقع برخی از نوجوانان و جوانان برای کنترل اضطراب و افسردگی به سمت برقراری رابطه با جنس مخالف رو می آورند و این روابط راه فراری برای آنان می شود.

دستیابی به هویت مردانگی و زنانگی
در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی، فرد به دنبال کسب هویتی است که متناسب با جنسیت خود باشد، گرایش به جنس مخالف می تواند برای هر دو جنس احساس هویت مردانگی و زنانگی را تقویت کند. در تحقیقی، نوجوانانی که به دنبال هویت بوده اند، انتخاب دوست دختر و پسر آنها اتفاقی تر و تصادفی صورت می گیرد اما نوجوانانی که ایده های نسبتا روشنی از هویت خود داشته اند، بیشتر به دنبال صمیمیت و اعتماد در روابط بوده اند.

کسب شناخت برای ازدواج
برخی از افراد به خصوص دختران، صرفا برای ایجاد زمینه های شناخت بیشتر که منجر به ازدواج و رابطه ای متعهدانه و بلند مدت شود، به سمت برقراری ارتباط با جنس مخالف می روند. در این موارد دختر و پسر با طرح مسئله ازدواج با یکدیگر سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند و به شناخت بیشتر یکدیگر مبادرت ورزند. گرچه در شرایط کنونی جامعه ما، بسیاری از این روابط با مخالفت خانواده، در نهایت منجر به ازدواج نخواهد شد.

فشار همسالان
در سنین نوجوانی و جوانی برای هر دو جنس فشار زیادی از طرف دوستان و همسالان برای برقراری رابطه نزدیک با غیرهمجنس ایجاد می شود. به طوری که دختران داشتن دوست پسر را نشانه جذابیت و پسران داشتن دوست دختر را نشانه قدرت و احساس مردانگی می دانند.

  • شاهین
۱۷
دی
۹۵
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد! 
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! 

 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! 




چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! $$$$$$



رژیم اشغالگر صهیونیستی: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید! 



گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند! 


اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!


انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند


ایران:
 ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و

کم دردسرتر هست.)

  • شاهین
۲۳
آذر
۹۵

* ﺍﺯ ‏« ﺟﻠﺒﺎﺏ‏» ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻘﻨﻌﻪ؟

ﺑﺮﺍﻯ ﺟﻠﺒﺎﺏ ﺩﻭ ﻣﻌﻨﺎ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ :

-1 ﭘﻮﺷﺸﻰ ﻛﻪ ﺳﺮ ﻭ ﮔﺮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﻨﻪ ﺭﺍ ﻣﻰﭘﻮﺷﺎﻧﺪ ‏( ﻣﻘﻨﻌﻪ ‏) .

-2 ﭼﻴﺰﻯ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ ‏( ﭼﺎﺩﺭ ‏).

*ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺟﻠﺒﺎﺏ ﻣﻨﺤﺼﺮﺍً ﺑﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺩﻻﻟﺖ ﺩﺍﺭﺩ.

ﺣﺠﺎﺏ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﺩﺭ ﻭ ﺣﺘﻰ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻫﺮ ﻟﺒﺎﺳﻰ ﻛﻪ

ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﻭﺟﻪ ﻭ ﻛﻔﻴﻦ ‏( ﺩﺳﺖﻫﺎ ﺗﺎ ﻣﭻ ‏) ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻭ

ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ

ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﻛﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﺩﺍﺭﺍﻯ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﻣﺨﺘﻠﻔﻰ ﻣﻰﺑﺎﺷﻨﺪ ﺣﺠﺎﺏ

ﻧﻴﺰ ﺩﺍﺭﺍﻯ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺧﻮﺏ، ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﺎﺩﺭ ﺣﺠﺎﺏ ﺑﺮﺗﺮ

ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻰﮔﺮﺩﺩ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻜﺘﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻳﺪ

ﺍﺳﺎﺳﺎً ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺣﺠﺎﺏ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﺣﺠﺎﺏ ﺩﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ

ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺗﺎﻡ ﺩﺍﺭﻧﺪ:

1 ‏) ﻣﺼﻮﻧﻴﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻃﻤﻊﻭﺭﺯﻯﻫﺎﻯ ﻫﻮﺱﺑﺎﺯﺍﻥ.

2 ‏) ﭘﻴﺸﮕﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﺗﺤﺮﻳﻜﺎﺕ ﺷﻬﻮﺍﻧﻰ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺿﻮﺍﺑﻂ ﻭ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﻯ

ﺍﻟﻬﻰ ﻭ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺳﻼﻣﺖ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺟﺎﻣﻌﻪ .

ﺣﺠﺎﺏ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻘﺶ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﻣﻬﻢ ﻭ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﭘﻴﺎﻣﻰ ﻗﺎﻃﻊ ﻭ

ﻛﻮﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺁﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺟﻨﺒﻰ

ﻧﻮﻋﻰ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻭ ﺍﻋﻼﻡ ‏« ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺵ‏» ﻣﻰﺩﻫﺪ

  • شاهین
۱۶
آذر
۹۵
*چند روز پیش ماجرای ساده ای پیش اومده ولی ذهن منو به شدت درگیر کرده. 
گربه ای تو خونه ی ما دو تا بچه به دنیا آورده بود منم اونا رو بردم و یه جای دور رهاشون کردم الآن گربه ی مادر مدام ناله میکنه و دنبالشون میگرده.
لاغر شده و چیزی نمیخوره ،فکر کنم رو به موته:)
الآن من وجدان درد گرفتم .....میترسم این گربه هم از غم فراغ توله هاش از دست بره.
از طرفی این گربه هم میترسه و نمیذاره بگیرمش ببرمش اونجا
توله هاشم شیر میخوردن و دلم برای اونا هم میسوزه.
تو زندگیم تا حالا تو چنین مخمصه ای گیر نکرده بودم:)
نمیدونم چیکار کنم!الآن میخواهم سر به بیابان گذاشته و گریبان همی چاک دهم.!
  • شاهین
۰۵
آذر
۹۵

** ۷۶ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﺭ یک ﻧﻈﺮ

ﺳﻨﺠﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﺜﺒﺘﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﺩﺭ 

ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ۹۱ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ .

*ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻟﺒﻨﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﻧﺲ ﺑﺎ ۳۹ ﺩﺭﺻﺪ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺳﻮﻡ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ.

*ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ ﯾﻮﻧﺎﻥ ﻭ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺎ ۳۶ ، ۲۷ ﻭ ۲۶ ﺩﺭﺻﺪ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻭ ﺷﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮ ﺳﻨﺠﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ .

*ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ۱۳ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﻫﻔﺪﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﺑﺎ ۵ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ۲۱ ‏( ﺁﺧﺮ ‏)

ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

*ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﻈﺮ ﺳﻨﺠﯽ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﭘﯿﻮ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﺎ ۹۱ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﭘﺲ

ﺍﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ، ﻣﺮﺩﻡ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺎ ۸۶ ﻭ ۸۵ ﺩﺭﺻﺪ ﻣﻨﻔﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻈﺮ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ .

*ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﺴﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ۶۸ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ

۱۲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺼﺮﯼ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ۷۶ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﻫﺸﺘﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ. 

*ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﺁﺧﺮ ‏( ۲۱ ‏) ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ۸ ﺩﺭﺻﺪ

ﺍﺯ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

*ﻣﺮﺩﻡ ﭼﯿﻦ ﺑﺎ ۶۲ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﭼﻬﺎﺭﺩﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﺴﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

  • شاهین
۲۶
آبان
۹۵

**ﭼﻨﺪ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﻮﺧﯽ ﻭ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﻏﯿﺮ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ !!

۱ - ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ :

ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﺪ، ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺩﺭ ﻏﻞ ﻭ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺑﻪ ﻣﺤﺸﺮ

ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨﻢ ﺑﯿﻔﮑﻨﻨﺪ، ﻭ ﻫﺮ

ﮐﺲ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻫﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﺣﺮﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻪ

ﺍﺳﺖ، ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺣﺒﺲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .

۲ - ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ:

ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﻨﺞ ﮐﻠﻤﻪ

– ﮐﻪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺑﺎﺷﺪ- ﺳﺨﻦ ﻧﮕﻮﯾﺪ .

۳ - ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ :

ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ، ﺗﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺗﯿﺮﻫﺎﯼ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﻑ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﮎ

ﮐﻨﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺣﻼﻭﺕ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽﭼﺸﺎﻧﺪ.

۴ - ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ :

ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﻔﺖ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻋﻔﺖ ﺑﻮﺭﺯﻧﺪ

ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺗﻌﺮﺽ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ .

ﻫﺮ ﮐﺲ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﯾﺎ ﺑﺴﺖ،

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ، ﺣﻮﺭﺍﻟﻌﯿﻦ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻘﺪﺵ ﺩﺭﻣﯽﺁﻭﺭﺩ

۵ - ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ :

ﺗﻤﺎﻡ ﭼﺸﻢﻫﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﻣﮕﺮ ﭼﺸﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻑ ﻭ

ﻋﻈﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﺮﯾﺪ، ﻭ ﭼﺸﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﺮﺍﻡ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﭼﺸﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ

ﺷﺐﻫﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ .

۶ - ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ :

ﻫﺮ ﮐﺲ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺯﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﭘﺮﮐﻨﺪ ‏(ﻭ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ

ﻧﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﺪ ‏) ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻣﯿﺦﻫﺎﯼ ﺁﺗﺸﯿﻦ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ

ﺍﻭ ﻓﺮﻭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ، ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ

ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨﻢ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻧﺪ.

۷ - ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻭﯾﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺩﺭ ﮐﻮﻓﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﯽ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯽﺁﻣﻮﺧﺘﻢ، ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎ ﺍﻭ

ﺷﻮﺧﯽ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ‏( ﻋﻠﯿﻪﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺷﺘﺎﻓﺘﻢ،

ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :

ﺁﻥ ﮐﻪ ‏(ﺣﺘّﯽ ‏) ﺩﺭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﮔﻨﺎﻩ ﺷﻮﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻭ ﺗﻮﺟّﻬﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ،

ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﭼﻪ ﮔﻔﺘﯽ؟ ﺍﺯ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭﯼ ﭼﻬﺮﻩﺍﻡ ﺭﺍ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﺍﻣﺎﻡ

ﻓﺮﻣﻮﺩ :

ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﮑﻦ .

  • شاهین
۰۶
آبان
۹۵

**‏(ﺁﻳﻪ 27 ‏)- ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺫﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ : ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﺨﺸﻰ ﺍﺯ ﺁﺩﺍﺏ

ﻣﻌﺎﺷﺮﺕ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺍﺳﻼﻡ ﻛﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻧﺰﺩﻳﻜﻰ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ

ﺣﻔﻆ ﻋﻔﺖ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏«ﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻳﺪ! ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻰ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ

ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺍﻫﻞ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺳﻼﻡ ﻛﻨﻴﺪ ‏»

‏« ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ، ﺷﺎﻳﺪ ﻣﺘﺬﻛﺮ ﺷﻮﻳﺪ‏» ‏.

ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺜﻰ ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ: ‏«ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻳﺎﺭﺍﻧﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ

ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﻯ ﺩﺭ ﻧﺎﻳﺴﺖ«! ﻭ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ

ﻛﺴﻰ ﻣﻰﺁﻣﺪ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﻯ ﺩﺭ ﻧﻤﻰﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﺭﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﭼﭗ ﻗﺮﺍﺭ

ﻣﻰﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﻰﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻋﻠﻴﻜﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭﺭﻭﺩ ﻣﻰﮔﺮﻓﺖ.


*‏(ﺁﻳﻪ 28 ‏)- ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺑﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻣﻰﺷﻮﺩ : ‏«ﭘﺲ ﺍﮔﺮ

ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻴﺎﻓﺘﻴﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ‏»

ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﻭﻟﻰ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺫﻥ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺒﻴﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﻀﻮﺭ

ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﻖ ﻭﺭﻭﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﺩﺍﺷﺖ .

ﺳﭙﺲ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﻰﻛﻨﺪ ‏«ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻳﺪ ‏( ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺭﺍ ﭘﺬﻳﺮﺍ

ﺷﻮﻳﺪ ﻭ ‏) ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻳﺪ، ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩﺗﺮﺳﺖ ‏» ‏

ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ، ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻜﻨﺪ، ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺘﻰ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻰﺷﻮﺩ .


*‏(ﺁﻳﻪ 29 ‏)- ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺣﻜﻢ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﺋﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺭﻓﻊ ﺿﺮﻭﺭﺗﻬﺎ ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺍﺯ

ﻃﺮﻳﻖ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﺀ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :

‏« ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻯ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﻜﻮﻧﻰ ﺑﺸﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ

ﻣﺘﺎﻋﻰ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ‏» 

ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﻰﻧﻤﺎﻳﺪ: ‏«ﻭ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻣﻰﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻰﺩﺍﺭﻳﺪ

ﻣﻰﺩﺍﻧﺪ ‏»


*‏(ﺁﻳﻪ -30

ﺷﺄﻥ ﻧﺰﻭﻝ :

ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺍﻧﺼﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ

ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺯﻧﻰ ﺭﻭ ﺑﺮﻭ ﺷﺪ . ﭼﻬﺮﻩ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﻈﺮ ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ

ﻭﺍﺭﺩ ﻛﻮﭼﻪ ﺗﻨﮕﻰ ﺷﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻰﻛﺮﺩ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﻮﺭﺗﺶ

ﺑﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺗﻴﺰﻯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻳﺎ ﻗﻄﻌﻪ ﺷﻴﺸﻪﺍﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ

ﺷﻜﺎﻓﺖ ! ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻣﻦ ﺧﺪﻣﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﻰﺭﻭﻡ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ

ﺑﺎﺯ ﮔﻮ ﻣﻰﻛﻨﻢ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﻪ ﺷﺪﻩ

ﺍﺳﺖ؟ 

ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ، ﭘﻴﻚ ﻭﺣﻰ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ ﻭ

ﺁﻳﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺤﺚ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ.

ﺗﻔﺴﻴﺮ:

ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﭼﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﺗﺮﻙ ﺣﺠﺎﺏ: ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪﺍﻳﻢ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺭﻩ ﺩﺭ

ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺳﻮﺭﻩ ﻋﻔﺖ ﻭ ﭘﺎﻛﺪﺍﻣﻨﻰ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺎﺯﻯ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﺎﺕ ﺟﻨﺴﻰ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ

ﺍﺣﻜﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭼﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻰﺩﺍﺭﺩ .

ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏«ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﮕﻮ: ﭼﺸﻤﻬﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ‏(ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ ‏) ﻓﺮﻭ

ﮔﻴﺮﻧﺪ، ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻨﺪ‏» ‏

ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻬﻮﺕ ﻭ

ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻝ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻧﻬﻰ ﻛﺮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺁﻳﻪ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﻳﺪ : ‏« ﺍﻳﻦ

ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩﺗﺮ ﺍﺳﺖ ‏» ‏

ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﻮﺱﺁﻟﻮﺩ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ

ﻣﻰﺍﻓﻜﻨﻨﺪ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻏﻴﺮ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﻯ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ، ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏« ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ

ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰﺩﻫﻴﺪ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ‏» ‏

  • شاهین
۲۹
مهر
۹۵

**ﻣﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﻢ!

ﺟﻨﺎﺏ ﺷﯿﺦ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :

‏«ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻓﮑﺮﻡ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﯼ ﻣﮑﺮﻭﻫﯽ ﺭﺍ ﻋﺒﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ، ﻭﻟﯽ ﺁﻧﺮﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﺍﺩﻡ .ﺍﺯ

ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ، ﭼﻨﺪ ﺷﺘﺮ ﺭﺍ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ 

ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﻦ ﻟﮕﺪﯼ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺣﺘﻤﺎً ﺁﺳﯿﺐ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ .

ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﺗﻮﺳﻞ

ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺷﻬﻮﺩ ﻭ ﻣﮑﺎﺷﻔﻪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﻓﮑﺮ 

ﻣﮑﺮﻭﻫﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﯼ !

ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﺍﺩﻡ .ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺿﺮﺑﻪ ﯼ ﺷﺘﺮ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺭﺩ! ﻣﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﻢ«!

‏( ﻧﮑﺘﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ :ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻘﺎﻡ ﺷﯿﺦ، ﻓﮑﺮ ﻣﮑﺮﻭﻩ ﻫﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ

ﻋﻤﻮﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﮑﺮﻭﻩ، ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ. ‏)

**ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﯽ

ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻗﯿﺎﻡ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﮐﺎﺷﺎﻧﯽ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ، ﺟﻨﺎﺏ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ:

‏( ‏( ﺍﯾﻦ ﺳﯿّﺪ ‏( ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﮐﺎﺷﺎﻧﯽ ‏) ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﻗﯿﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 

ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺳﯿّﺪﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ(! ‏)

**ﻧﺼﻒ ﻧﺎﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ

ﺭﻭﺯﯼ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﯿﺦ، ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺿﻌﻔﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﺯ

ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ . ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﻧﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺷﯿﺦ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ

ﻣﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ .ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺠﺎﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﻠﺒﺸﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ

ﺑﻪ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ‏( ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ، ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﺩ ﻭ

ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ .

ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻠﺶ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺷﻬﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ‏« ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ

ﻧﺼﻒ ﻧﺎﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ . ﺑﺎ ﻧﺼﻒ ﺁﻥ ﻣﻘﺪﺍﺭ، ﺿﻌﻒ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ

ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﺁﻥ ﻧﺼﻒ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩﯼ«!

‏( ﻧﮑﺘﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﯿﺦ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ

ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﺍﺭﺗﺰﺍﻕ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ. ‏)

**ﺳﻮﺍﻻﺕ ﻓﯿﺰﯾﮏ

ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭ ﺗﻦ ﺍﺯ ﺍﺳﺎ ﺗﯿﺪ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﯿﺦ ﺷﺮﻓﯿﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

ﻭ ﺷﯿﺦ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻋﻼ ﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﻣﯽ

ﺷﻮﻧﺪ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ، ﺍﺯ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﯿﺦ ﭼﻨﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﻭ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺳﺨﺖ

ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﭘﺎ ﺳﺦ ﺩﻫﯿﺪ؟

ﺷﯿﺦ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎ ﯾﻨﺪ: ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯿﺪ ﺑﭙﺮﺳﻢ.ﺑﻌﺪ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻠﺘﺮ 

ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﮔﻔﺘﻨﺪ !

ﺣﺎﻻﺕ ﺷﯿﺦ ﺩﺭ ۶۰ﺳﺎﻟﮕﯽ

ﺷﺎ ﮔﺮﺩ ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﮑﺮﯾﻢ ﺣﺎﻣﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :

ﺟﻨﺎﺏ ﺧﯿﺎﻁ ﺩﺭ۶۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻮﺟﻪ

ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ !

**ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ، ﻣﻮﯾﺶ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺳﺖ

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺷﯿﺦ ﺩﭼﺎﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻗﻠﺒﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ . ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ

ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:

‏( ‏(ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﻮﯼ ﺳﺮ ﻭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﻔﯿﺪ

ﺷﺪﻩ، ﺑﻪ

۷۰- ۸۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ. ‏) ‏)ﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﻫﻢ ﺷﺪ .

ﭘﺎﺩﺍﺵ ﭼﺸﻢ ﭘﺎﮎ

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ :

ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﯿﺦ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ. ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﻗﺪ ﻭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭ ﺭﺍ

ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﻓﻮﺭﺍً ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ . ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ

ﮐﻪ ﺷﯿﺦ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:

‏( ‏( ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﯾﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﯾﮏ ﻗﺼﺮ

ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺣﻮﺭ، ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﻮﺩ، ﻓﻘﻂ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺧﺮﺍﺑﺶ ﻧﮑﻨﯽ(!

‏)

  • شاهین
۲۷
مهر
۹۵

*ﻋﻮﺍﻗﺐ ﻭ ﺁﺛﺎﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ‏(ﮐﺜﺮﺕ ﺟﻤﺎﻉ ‏)

ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﻼﻡ، ﺩﻓﻌﺎﺕ ﻫﻤﺒﺴﺘﺮﻱ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ، ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺘﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﻓﻌﺎﺕ

ﻧﺰﺩﻳﻜﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﻴﻞ ﺟﻨﺴﻲ ﻭ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ . ﺍﻣﺎ ﺑﺼﻮﺭﺕ

ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ 2 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺳﺮﺩﻱ ﺟﻨﺴﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ

10 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺟﻨﺴﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻳﻚ ﻳﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ

ﻣﺘﻌﺎﺩﻝ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﻲ ﺍﺳﺖ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ

ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺍﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺯ

ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺗﻤﺎﯾﻞ، ﻧﯿﺎﺯ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻨﺴﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﯾﮏ

ﺛﺒﺎﺕ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ

ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺗﺎ ﻫﻔﺘﻪ

ﺍﯼ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺰ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﺳﺖ .

ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻋﻠﻤﯽ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ، ﻣﻌﺎﺩﻝ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ

ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻭ ﻳﻚ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﻲ ﭘﺮﺣﺮﺍﺭﺕ، ﻣﻌﺎﺩﻝ 15 ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺩﻭﻳﺪﻥ ﺑﺮﻭﻱ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ

ﺗﺮﺩ ﻣﻴﻞ ‏( ﺩﻭ ﺛﺎﺑﺖ ‏) ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ 200 ﻛﺎﻟﺮﻱ ﺍﻧﺮﮊﻱ ﻣﻲ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ .

ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﯾﮏ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺑﺪﻧﯽ- ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ

ﺭﺍ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﮑﺮﺭ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮐﻢ ﺁﻥ، ﮐﻪ

ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻀﺮ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ . ﺍﻣﺎﻡ

ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: ﺣﻼﻟﻲ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺶ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ

ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﻴﺴﺖ، ﻭﻟﻲ ﺯﻳﺎﺩﻩ ﺭﻭﻱ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﻧﺎﺭﻭﺍﺳﺖ، ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺭﻭﻱ ﺩﺭ

ﺁﻣﻴﺰﺵ ﺳﻼﻣﺖ ﺁﺩﻣﻲ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺍﻓﺰﺍﻳﺪ ﻭ ﻋﻤﺮ ﺭﺍ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ‏( 1 ‏) . 

  • شاهین