خانواده یار

خانواده یار
نویسندگان

۸۴ مطلب توسط «شاهین» ثبت شده است

۲۲
مهر
۹۶
**این هم از قسمت دوم خاطره آموزشی من تو پادگان شهید دستغیب جهرم:

*خب روزهای بعد ما باید میرفتیم صبحگاه که که خوندن قرآن و سرود و سخنرانی بود که ما باید عین چوب خشک می ایستادیم و تکون نمیخوردیم و بعدش هم تمرین رژه بود.

*روزهای اول حدود پنج ساعت!تو اون هوای گرم صف جمع(رژه) باهامون کار میکردن چون نمیدونستیم تنبیه هم میشدیم، که بعضی ها از هوش میرفتن و چند نفر هم تشنج کردن جالب بود قبلش هم آمبولانس میومد!! بعد تمرین یا تنبیه شروع میشد!!

*هفته ای سه بار حمام داشتیم،در کل امکانات پادگان در حد متوسط رو به پایین بود مثلا حمام بعضی از دوش های آب خراب بود و نزدیک به هزار نفر از این حمام استفاده میکردن یا دستشویی ها اکثرا گرفته بود و پر از سوسک بود:||

*تو نظام میگن تشویق برای یک نفر تنبیه برای همه،ما هم به خاطر شیطنت بعضی ها مدام تنبیه میشدیم،انواع مختلف تنبیه و جود داشت مثل بشین پاشو،پا مرغی،غلت زدن روی زمین داغ،سینه خیز روی آسفالت!دویدن و....یادمه یه بار حدود 200 تا بشین پاشو رفتیم :/ پاهام داغون شد.

*میدون تیر از وسط شهر رد میشد و ما باید برای تیراندازی حدود 7 کیلومتر (فقط رفتن! )بدون استراحت پیاده روی میکردیم دفعه ی اول من پاشنه ی پام در اثر رژه و...مشکل پیدا کرده بود و تا به مقصد رسیدیم دهنم صاف شد:(( نمره ی تیر اندازی من هم پایین شد.

*یکی از سخت ترین کارها تو خدمت بیدارشدن ساعت 4 یا گاهی اوقات زودتر بود اون هم با صدای زنگ یا سوت بلند یا کوبیدن به در آهنی درحالی که اذان صبح ساعت 5:30 دقیقه بود:// البته این اواخر به این موضوع عادت کرده بودیم.

*برنامه روزانه ما به این صورت بود:بیدار باش-صبحاته-نظافت-صبحگاه-کلاس اول و دوم-نماز-کلاس سوم و چهارم-نظافت-نماز مغرب و عشا-آمار شبانه و خاموشی؛این روهم بگم اونجا برنامه های مذهبی زیادی هست و بهترین مکان برای نماز خون شدن و رسیدن به امور مذهبی.

*غذای پادگان انصافا خوب بود اما برای شام گاهی اوقات کم غذا میدادن یا بعضا بیکیفیت بود و مجبور بودیم بریم بوفه و بیسکوییت یا کیک بخوریم.

*گروهان ما نسبت به گروهان های دیگه ضعیف تر بود و فرمانده گردان میگفت رورهای تعطیل که روز استراحت ما بود هم با ما تمرین کنن و حالمون خیلی گرفته میشد:((

*بلاخره رسیدبم به روزهای پایانی که تمرین مراسم پایان دوره بود که باید جلوی فرمانده پادگان رژه میرفتیم و سردوشی و درجه هامون رو میچسبوندیم وروز آخر که مراسم برگذار شدفقط شش روز!! بهمون مرخصی پایان دوره دادن:/

*چند نفر هم به علت آوردن سیگار و مواد مخدر!!به داخل پادگان و دعوا تجدید آموزش شدن و چند هفته اظافه خدمت خوردن و باید تو پادگان میموندن خیلی حاشون گرفته بود و پشیمون بودن من هم دلم براشون میسوخت.

*روز آخر هم برگه تقسیم ها رو بهمون دادن و در کمال ناباوری روی برگه من نوشته بود س و ب(سیستان و بلوچستان) این هم از شانس بد من بود.در انتها هم که خداحافظی با چشمانی اشکبار از دوستان و فرماندهمون که مرد خوبی بود و برداشتن کیسه انفرادی و راهی خانه شدن*پس فردا هم باید به یگان خدمتی یعنی سیستان و بلوچستان برم،امیدوارم به خیر بگذره.
                                              
                    
                              پایان قسمت دوم(آخر)
  • شاهین
۲۰
مهر
۹۶
**من دیروز از دوره ی آموزشی خدمتم که تو نیروی انتظامی،پادگان شهید دستغیب جرم بود اومدم و این قسمت اول خاطرات من تو این دوماهه از 19 مرداد تا 18 مهر 96 هست.

*روزی که برگه معرفی رو گرفتم خیلی غافلگیر شدم چون فکرش رو هم نمیکردم بیفتم نیروی انتظامی اون هم پادگان شهید دستغیب جهرم ولی چاره ای نبود و باید میرفتم.

*روز قبل از اعزام وسایل مورد نیاز رو مثل دارو و حوله و صابون و ....رو آماده کردم و موهام رو هم تراشیدم؛قیافم عجیب خنده دار شده بود:) و فردا صبحش خداحافظی سخت با خانواده:(( و رفتن به محل اعزام.

*ما باید به مرکز استان میرفتیم و از از اونجا به محل خدمت اعزام میشدیم،وقتی رسیدم اونجا با افراد زیادی با سرهای کچل و برگه به دست مواجه شدم که درصف بودن و من هم به اون ها پیوستم،حدود دو ساعت معطل شدیم،ما 60 نفر بودیم که به جهرم میرفتیم،44 نفر با اتوبوسی که اومده بود رفتیم و به بقیه بلیط دادن و رفتن ترمینال و از اونجا باید میومدن.

*تو اتوبوس بقیه خوشحال بودن و کیف میکردن ولی من تو فکر بودم یه چرتی زدم شش ساعت بعد حدود 6 عصر به مقصد رسیدیم برخلاف چیزی که فکر میکردم پادگان وسط شهر بود!!دم در پادگان ما رو توجیه کردن و گوشی هارو از اوناییکه با خودشون آورده بودن گرفتن، هزینه پست رو ازشون گرفتن فرستادن در خونشون:)).

*بعد هم ما رو فرستادن داخل پادگان و بازرسی بدنی کردن و تمام وسایلمون رو گشتن و بعد ما رو بردن در سلف غذا خوری میگفتن شام نداریم بهتون بدیم آخر سر نفری نصف تن ماهی بهمون دادن و بردنمون آسایشگاه برای خواب.

*فرداش مارو به خط کردن تا ما رو به گردان و گروهان های مختلف تقسیم کنن
 ما رو با سر کچل حدود چهار ساعت!!زیر آفتاب سوزان جهرم نگه داشتن بدوت اینکه بزارن یه قطره آب بخوریم من که به غلط کردم و توبه افتادم که چرا اومدم خدمت!!آخرش افتادم گردان دوم کربلا گروهان چهارم سلمان و رفتیم آسایشگاه و یه استراحتی کردیم.

*فرداش بهمون لباس نظامی و استحقاقی(مثل حوله،شامپو،مسواک،دستکش و....)دادن و یه سری وسایل دیگه مثل دفتر و خودکار و کش که پولش رو ازمون گرفتن،بعد از اون هم فرمانده با ما اتمام حجت کرد و به شدت ما رو ترسوند و روز دوم هم اینطوری گذشت.

                                     پایان قسمت اول
  • شاهین
۱۶
مرداد
۹۶

**ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻛﺎﻣﻞ ﻭ ﻫﻢ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﻨﺎﺱ ﻛﺎﻣﻞ ﺍﺳﺖ، ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﻡ ﻫﺎ ﺑﺎﻓﺖ، ﺩﺭ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﺷﺎﻥ

ﺟﺎﻯ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻳﺎﻓﺖ . ﭘﺲ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﺩﻳﺪﻧﺪ، ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺑﺪﻳﺸﺎﻥ

ﻣﻰ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺳﺨﻦ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ .

*ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻓﺮﻳﺐ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﻢ ﻛﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﺣﺮﻡ ﺩﻝ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ . ﮔﺎﻫﻰ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺘﻨﻔّﺮ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻌﺪ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﻭ

ﭼﻬﺎﺭ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﻚ ﻣﻰ ﺭﻳﺰﺩ ﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ . ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻳﻚ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ

ﻟﺬﺕ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺮ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ؛ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺪﻯ

ﻧﺒﻮﺩ.

-ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻗﻠﺐ ﺑﻪ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ : ‏«ﺑﺎﺽَ ﻭ

ﻓَﺮَّﺥَ ‏» ﺑﺎﺽَ ﻳﻌﻨﻰ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ؛ ﺍﻭﻝ ﺗﺨﻢ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻰﻛﻨﺪ - ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ

ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺁﻧﻜﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻠﻜﻮﺗﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﺪ -

ﻭﻗﺘﻰ ﺗﺨﻢﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ ﺍﻳﻦ ﺗﺨﻢ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻮﺟﮥ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺟﻨﺐ ﻭ

ﺟﻮﺵ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ‏«ﺩَﺭَﺝَ ‏» ﻳﻚ ﻭﻗﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻴﺪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﺘﺎﻥ ﻏﻮﻏﺎﻳﻰ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺷﻮﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ. ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ

ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ، ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﻏﻮﻏﺎ ﻭ ﺑﻠﻮﺍ ﻧﺎﺷﻰ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺳﺖ .

*ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﺪ، ﺷﻮﺭﺷﻰ ﺩﺭﻭﻧﻰ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ. ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﻢ ﻳﻌﻨﻰ ﻫﻤﻴﻦ، ﺍﻳﻦ ﻫﺎ

ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﻴﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺍﻳﻦ ﺷﻮﺭﺵ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ، ﻫﻤﻴﻦ

ﺍﺳﺖ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﺭﺳﻴﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ،

ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ؛ ﭼﺮﺍ؟ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺁﻣﺪ، ﺁﺷﻴﺎﻧﻪ ﺳﺎﺧﺖ، ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ

ﻭ ﺗﺨﻢ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻮﺟﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻧﻤﻮﺩ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻢ ﻛﻢ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻨﺰﻭﻯ ﻭ

ﺩﺭ ﻳﻚ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﺳﻴﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺑﻨﺪﺩ، ﺑﻌﺪ : ‏« ﻓَﻨَﻈَﺮَ

ﺑِﺄَﻋْﻴُﻨِﻬِﻢْ ﻭَ ﻧَﻄَﻖَ ﺑﺄَﻟﺴِﻨَﺘِﻬِﻢْ ‏» . ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﻰ ﺯﻧﺪ،

ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﻰﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻨﺪﮤ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

ﺁﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺪﺍ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ‏«ﺃَﻧَﺎ ﺧَﻴْﺮٌ ﻣِﻨْﻪُ ‏» ‏( 2 ‏) ﻫﻤﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ

ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻮ ﺣﺮﻑ ﻣﻰ ﺯﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﺗﻮ ﻳﻚ ﺑﭽﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﺷﻴﻌﻪ ﻫﺴﺘﻰ، ﭼﮕﻮﻧﻪ

ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺩﻋﺎﻳﻰ ﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻰ ﻣﻦ ﻧﻈﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ

ﺭﺍ ﺑﻜﻨﻢ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﭙﻮﺷﻢ، ﺩﻟﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻃﻮﺭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ

ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻡ. ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻫﺎﻯ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍ

ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .

ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺘﺎﻥ ﻏﻔﻠﺖ ﻧﻜﻨﻴﺪ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﺑﻪ

ﺟﺎﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻨﺸﻴﻨﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﻛﻨﻴﺪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ . 

**ﺩﺭ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎﺀ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ: ‏« ﺇِﻥَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻳَﺄْﻛُﻠُﻮﻥَ ﺃَﻣْﻮﺍﻝَ

ﺍﻟْﻴَﺘﺎﻣﻰ ﻇُﻠْﻤﺎً ﺇِﻧَّﻤﺎ ﻳَﺄْﻛُﻠُﻮﻥَ ﻓِﻲ ﺑُﻄُﻮﻧِﻬِﻢْ ﻧﺎﺭﺍً ‏» ‏( 3 ‏) ﺁﻧﻬﺎ

ﻛﻪ ﻣﺎﻝ ﺣﺮﺍﻡ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً ﻣﺎﻝ ﻳﺘﻴﻢ، ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺷﻜﻤﺸﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ .

ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻠﻜﻮﺗﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﺪ؛ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ

ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺗﻔﺴﻴﺮﺷﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ.

  • شاهین
۳۰
ارديبهشت
۹۶
*دکتر حسن روحانی با 23 میلیون و پانصد هزار رای و کسب 57 درصد کل آرا برای چهار سال دیگه به عنوان رییس جمهور انتخاب شد.

-افرادی سعی داشتن با عوام فریبی و نشانه گرفتن طبقه ضعیف و سو استفاده از فقر مردم و با دادن وعده های بعید(یارانه سه برابری) به هدف خودشون برسن اما مردم نشون دادن درک و فهم اقتصادی و سیاسی بالایی دارن.
+عنوان شکست خورده ترین هشتگ سال هم تعلق میگیرد به:
#روحانی-آخر-هفته-رفته خخخخخخخخخخخ

یه تسلیت ویژه به آقای قالیباف که برای سومین بار از رسیدن به پاستور بازموند:/

از امیر تتلو هم تشکر میکنیم که به تنهایی باعث ریزش حجم زیادی از رای های آقای رییسی شد :)))))))))

برای بعضی طرفداران رقیب هم باید تاسف خورد که به هر صورتی قصد تخریب روحانی رو داشتن از شایعه اجرای قوانین ضد اسلام و دروغ گو بودن و بی بند و باری طرفداران روحانی و.....
*تبریک به همه بنفش دلان♥
        دوباره اسلام**دوباره ایران**دوباره اصلاحات**دوباره روحانی
  • شاهین
۲۸
ارديبهشت
۹۶

**ما نیمه راهیم،به عقب باز نمیگردیم...

*به یاد بیاورید روزهایی را که مردم از ترس تورم شب را مقابل صرافی ها صبح میکردند.

*به یاد بیاورید روزهایی را که عزیزانمان در تحریم دارو مقابل چشمانمان از بین میرفتند.

*به یاد بیاورید روزهایی را که برای گذر از تحریم ها سرمایه کشور را در دست شیادانی مثل بابک زنجانی قرار میدادند.

*به یاد بیاورید روزهایی را که برای داشتن اینترنت پرسرعت باید نامه و مجوز میگرفتید.

*به یاد بیاورید روزهایی را که کشور ما در انزوای بین المللی بود و سفارت ها یک به یک تعطیل میشد.

*به یاد بیاورید گشت ارشاد و زور و فشار و نظامی گری و.... 

*به یاد بیاورید ادبیات دلواپس ها را. 

*اقتصاد رونق گرفته و آزادی نسبی وجود دارد و امیدی در دلها پس....

*ما نیمه راهیم؛ به عقب بر نمی گردیم*

-

**اگر تحت تاثیر رسانه های بی طرفی مانند صدا و سیما و مریدانش نباشید و مستقل و باتفکر تصمیم بگیرید رای شما ♡روحانی♡ خواهد بود.

  • شاهین
۲۷
ارديبهشت
۹۶

*بهﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﺷﺎﻫﺪ

ﺩﯾﺪﻥ ﺻﻒ ﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﺮﻧﺞ ﻭ ﻣﺮﻍ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﺎﺳﻒ ﺧﻮﺭﺩﻡ

ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﺮﺍﻧﻪ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﻡ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ

💜

ﺑﻪ #ﺭﻭﺣﺎﻧﻰ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺭﻭ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﻭﻥ

ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﭽﻪ ﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺯﺍﺩ ﺧﺒﺮﯼ ﺩﺳﺘﺮﺳﯽ

ﭘﺮﺳﺮﻋﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ

💜

ﺑﻪ #ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭﺵ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺳﺮﺍﻥ ﻗﻮﺍﯼ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ،

ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﺸﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻭ ﺟﻨﺎﺏ #

ﻇﺮﯾﻒ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﯾﭙﻠﻤﺎﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ ﮐﺸﯿﺪﻥ

💜

ﺑﻪ #ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻓﺸﺎﺭ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﻟﺖ ﻭﺍﺭﺩ

ﺷﺪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺍﺣﺴﻨﺖ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﮔﯽ ﮐﺮﺩ

💜

ﺑﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺭﺯﻭﻣﻪ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ # ﺟﻬﺎﻧﮕﯿﺮﯼ #

ﻇﺮﯾﻒ 💜

ﺑﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺷﻌﺎﺭ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ ﻭ ﻋﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ

💜

ﺑﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺣﻖ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﯼ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ

ﺍﺣﻘﺎﻕ ﺣﻖ ﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ

💜

ﺑﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﺵ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﻭﻋﺪﻩ ﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﻠﯽ

ﻧﺸﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ 💜

ﺑﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﻭﻋﺪﻩ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ

💜

ﺑﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻧﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﯾﯽ

ﺗﺎﺭﯾﮏ

💜

ﺑﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍﯼ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺷﺠﺎﻋﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ

ﻣﺴﯿﺮ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺯﻣﺎﻥ

ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﺩﺭﺳﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﯿﻢ ، ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮﺳﯿﻢ

ﻭﻟﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﯼ ﺭﺍﻩ ﻫﻤﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭ ﻭ ﺭﻭﺑﻪ

ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻻﺯﻣﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺍﺳﺖ 💜

ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﻤﺎﻥ.

-

**فقط دوست داران حسن روحانی رای بدن چون هواداران رقیب خود رو ملزم به رای دادن میدونن.**

  • شاهین
۲۱
ارديبهشت
۹۶

**چند وقتی متاسفانه بیمار بودم و نتونستم وبلاگ رو به روز کنم حالا یه مطلب طنز:)

*ﺷﯿﺦ ﻭ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ:

ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﺎﻧﺪ ؟

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﺑﯽ ﻋﺴﻞ.

ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ، ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻧﺪﺍﺷﺖ.

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺮﻓﺘﻨﺪﯼ .


*شیخ و یارانه:

ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ : ﻫﺪﻓﻤﻨﺪﯼ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺴﮑﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺷﯿﺦ ﺭﺍ

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺛﯿﺮ “ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺯﯾﺎﺩ” ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺷﺼﺖ

ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ! ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﯾﻘﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ.


*شیخ و قیمت کالا:

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﺯﺭﺩ ﺁﻟﻮ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ۵۵۰۰ ﺍﺳﺖ .

ﮔﻔﺖ ﺧﺐ ﻧﺨﺮﯾﺪ .

ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﻮﻓﺘﻨﺪﯼ .


*شیخ و گوسفند:

ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩﯼ ، ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻣﺬﺑﻮﺣﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﻗﺼﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ

ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺗﻮﺍﻥ ﻭ ﯾﺎﺭﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﻤﺮ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺩﺭﺍﺯﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺵ ﻗﺒﻞ ﻣﺮﮒ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻣﺪﻫﻮﺵ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﻌﺮﻩ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ .


*شیخ و حجاب زنان:

ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺠﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ

ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺎﺳﺪ ﮐﻨﺪ ؟

ﮔﻔﺖ : ﺩﻣﺎﻍ ﺯﻧﺎﻥ !

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻓﻐﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻌﺮﻩ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ و سخت گریستند.


*شیخ و بلیط هواپیما:

ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﺍﻃﻼﻉ ﻫﻤﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﻠﯿﻂ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻓﺰﻭﻧﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ.

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ، ﺩﯾﻪ ﯼ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﺯ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.

ﭘﺲ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ خشتک درانیده و آنقدر ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪی تا واشر سر سیلندر بسوزانندی.


*شیخ و مرید پریشان:

ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺣﺎﻝ ، ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ

ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺲ ﻧﺎﮔﻮﺍﺭ !

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻨﺎﻝ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺗﻌﺒﯿﺮﺵ ﭼﻪ ﺑُﻮﺩ ؟

ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﺸﺎﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯽ ﮐﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﻫﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩﻧﺪ.

ﺭﻧﮓ ﺍﺯ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﺷﯿﺦ ﭘﺮﯾﺪ ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺳﯿﺪﻩ !

ﭘﺲ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻧﻌﻞ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﻫﻤﯽ ﮔﺮﯾﺨﺘﻨﺪ .


*شیخ و سوال مرید ها:

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :

ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ! ﻓﯿﻠﺘﺮﯾﻨﮓ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮐﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﭘﻬﻨﺎﯼ ﺑﺎﻧﺪ؟

ﺷﯿﺦ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:

ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ! ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺪﺗﺮ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺧﺮﺩﮐﻦ

ﺗﺮ ﺍﺳﺖ !

ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﺣﯿﺮﺕ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻧﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ! ﺍﺯ ﻓﯿﻠﺘﺮﯾﻨﮓ ﺑﺪﺗﺮ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ :

.

.

“ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻋﻀﺎ ﺳﺎﯾﺖ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺍﯼ ﺛﺒﺖ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ

ﮐﻠﯿﮏ ﮐﻨﯿﺪ!”

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ، ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻧﻌﺮﻩﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﺘﮏ ﻫﺎ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ

ﻭ ﻟﭗ ﺗﺎﭖ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻮﺑﯿﺪﻧﺪﯼ

ﻓﻐﺎﻥ ﮐﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﺷﺘﻪ ﮐﻮﻫﺎﯼ ﺁﻟﭗ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻧﺪﯼ !!


*شیخ و اسب سفید رستم:

ﺭﻭﺯﯼ ﻋﺪﻩ ﮐﺜﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻫﻤﯽ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ

ﺍﺳﺐ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﺳﺘﻢ ﭼﻪ ﺭﻧﮕﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ … ﺷﯿﺦ ﻟﺨﺘﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪ

ﺭﯾﺸﯽ ﺧﺎﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺧﺸﺘﮏ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﺸﮑﯽ ﺑﻮﺩﻩﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻭﺭﻭ ﻫﻤﯽ

ﺑﻮﺩﻩ … !!! ﺧﺒﺮ ﺩﻗﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ … ﺁﻥ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺳﺖ

ﺑﻘﺎﯾﺎﯼ ﺧﺸﺘﮏ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻓﺮﺳﻨﮕﯽ ﺳﺮﺍﯼ ﺷﯿﺦ ﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪ .


*شیخ و ظهر تابستان:

ﺩﺭ ﻇﻬﺮ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻫﻮﺍ ﺑﺲ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ .

ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ : ﺯﻗﻨﺒﻮﺕ ! ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﮕﺮﯾﺴﺘﯿﺪ !

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻏﺶ ﻏﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .


*شیخ و حال خراب مرید:
مریدی «تگری زنان» نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.
شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟
عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.
شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای.
و مریدان سخت گریستند ولی هیچ مگفتند:|

  • شاهین
۳۰
اسفند
۹۵

*ﺭﻭﺍﻳﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺳﻴﻤﺎﻱ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪﻩ

ﺍﺳﺖ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ :

-1 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻤﻊ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ

ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ‏»

ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺍﺩ ﺳﺘﺪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺭﺍﻳﺞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ

ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ .

-2 ‏« ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻥ، ﻭ ﺯﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ

ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ‏»

ﺍﮔﺮ ﻇﺮﺍﻓﺖ ﺑﺪﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ

ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻳﻲ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻲ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ

ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﻛﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻭ ﻏﻴﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﻲ

ﭘﻮﺷﻨﺪ

-3 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺟﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﭙﻮﺷﻨﺪ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺣﻴﺎ ﺍﺯ

ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ‏»

-4 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﻛﻮﻫﺎﻥ

ﺷﺘﺮﻫﺎﺳﺖ، ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯﺷﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ‏»

ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﻛﺘﺎﺏ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﻫﺎﻳﻲ ﺟﻨﺎﺏ ﻛﺎﻣﻞ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ، ﺩﺭ ﺗﻔﺴﻴﺮ

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺩﺭﺣﺪﻭﺩ 50 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ

ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﻮﻫﺎﻳﻲ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ

ﺑﺎﻻﻱ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﺟﻤﻊ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ

ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﺮ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﻧﻴﺰ، ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻱ

ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻴﺮﻩ ﻣﻲ ﺯﻧﻨﺪ ‏(ﻛﻠﻴﺒﺲ ‏) ﻭ ﻭ

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ

ﺯﻧﺎﻥ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺭﺩ . ﺷﺮﺡ ﻭ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ

ﺍﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ.

  • شاهین
۲۹
بهمن
۹۵

وارد شدن به سنین نوجوانی
عشق، پدیده ای هیجانی و اعجاب انگیز است که بیشتر مردم جهان را درگیر خود می کند. دلباختگی و عشق برای اولین بار در دوران بلوغ، احساس و معمولا با یک نگاه شروع می شود. از این رو، خاطرخواهی و تمایل به غیرهمجنس در نوجوانی طبیعی است و نوجوانان با فشار زیادی برای داشتن رابطه با غیرهمجنس روبرو هستند. بسیاری از آنان، ساعت ها درباره خاطرخواهی که حتی او را هم نمی شناسند، به خیالبافی می پردازند و این خاطرخواهی را به عنوان عشق قلمداد می کنند در حالی که این دلباختگی احساس درازمدت و پایداری نخواهد بود.

بیدار شدن تمایلات جنسی و میل به رابطه صمیمی
از دوران نوجوانی، احساسات جنسی با تاکید بیشتری نسبت به سنین قبلی افزایش می یابد و نوجوانان میل شدیدی برای برقراری رابطه صمیمی و عموما با غیرهمجنس پیدا می کنند. البته این گرایش در پسران و دختران متفاوت است، به طوری که پسران احساسات و تمایل روابط جنسی شدیدتری دارند، به سرعت تحریک می شوند و در روابط دوستی با غیرهمجنس بر جنبه های روابط جنسی تاکید می کنند، در حالی که نوجوانان دختر، تمایل زیادی به نشانه های عاطفی دارند.

رهایی از هیجانات منفی
دوره نوجوانی و جوانی پر از هیجان است، هیجاناتی که گاهی مانند افسردگی و اضطراب جنبه منفی دارند. برخی از مشاوران سلامت روان، فرض می کنند افسردگی و اضطراب با گرایش به جنس مخالف ارتباط دارد. مطالعه ای در این زمینه نشان داد افسردگی در تعدادی از دختران و مصرف مواد مخدر در تعدادی از پسران عامل خطرناکی برای تجربه جنسی در رابطه با غیرهمجنس است. در واقع برخی از نوجوانان و جوانان برای کنترل اضطراب و افسردگی به سمت برقراری رابطه با جنس مخالف رو می آورند و این روابط راه فراری برای آنان می شود.

دستیابی به هویت مردانگی و زنانگی
در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی، فرد به دنبال کسب هویتی است که متناسب با جنسیت خود باشد، گرایش به جنس مخالف می تواند برای هر دو جنس احساس هویت مردانگی و زنانگی را تقویت کند. در تحقیقی، نوجوانانی که به دنبال هویت بوده اند، انتخاب دوست دختر و پسر آنها اتفاقی تر و تصادفی صورت می گیرد اما نوجوانانی که ایده های نسبتا روشنی از هویت خود داشته اند، بیشتر به دنبال صمیمیت و اعتماد در روابط بوده اند.

کسب شناخت برای ازدواج
برخی از افراد به خصوص دختران، صرفا برای ایجاد زمینه های شناخت بیشتر که منجر به ازدواج و رابطه ای متعهدانه و بلند مدت شود، به سمت برقراری ارتباط با جنس مخالف می روند. در این موارد دختر و پسر با طرح مسئله ازدواج با یکدیگر سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند و به شناخت بیشتر یکدیگر مبادرت ورزند. گرچه در شرایط کنونی جامعه ما، بسیاری از این روابط با مخالفت خانواده، در نهایت منجر به ازدواج نخواهد شد.

فشار همسالان
در سنین نوجوانی و جوانی برای هر دو جنس فشار زیادی از طرف دوستان و همسالان برای برقراری رابطه نزدیک با غیرهمجنس ایجاد می شود. به طوری که دختران داشتن دوست پسر را نشانه جذابیت و پسران داشتن دوست دختر را نشانه قدرت و احساس مردانگی می دانند.

  • شاهین
۱۷
دی
۹۵
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد! 
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! 

 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! 




چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! $$$$$$



رژیم اشغالگر صهیونیستی: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید! 



گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند! 


اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!


انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند


ایران:
 ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و

کم دردسرتر هست.)

  • شاهین