خانواده یار

خانواده یار
نویسندگان

۳۶ مطلب با موضوع «مسایل خانوادگی» ثبت شده است

۰۷
فروردين
۹۷

*ﻣﻌﺮﺍﺝ پیامبر ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ:

ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺻﺤﻨﻪ ﮔﯿﺘﯽ ﺭﺧﺖ ﺑﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺷﺐ، ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ، ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﺭﻣﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﯼ ﻓﺮﯾﻀﻪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﻊ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮﺩ . ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺷﻨﺎﯼ ﺟﺒﺮﺋﯿﻞ ﺍﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪ : ‏« ﺍﯼ ﻣﺤﻤﺪ ! ﺑﺮﺧﯿﺰ ! ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﺷﻮ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺳﻔﺮﯼ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺩﺭﺍﺯ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ ‏» .

ﺟﺒﺮﺋﯿﻞ ﺍﻣﯿﻦ، ﻣﺮﮐﺐ ﻓﻀﺎﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ‏« ﺑﺮﺍﻕ ‏» ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺁﻭﺭﺩ . ﻣﺤﻤﺪ‏( ﺹ ‏) ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﺑﯽ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻫﺎﻧﯽ ﯾﺎ ﻣﺴﺠﺪﺍﻟﺤﺮﺍﻡ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺮﮐﺐ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺤﻞ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪ . ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪﺍﻻﻗﺼﯽ ‏( ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ‏) ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ‏( ﻉ ‏) ، ﻣﻮﺳﯽ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﻋﯿﺴﯽ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻤﺎﺯ ﮔﺰﺍﺭﺩ . ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻧﯿﺰ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺹ ‏) ﺑﻮﺩ . ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪﺍﻻﻗﺼﯽ، ‏« ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻠﺤﻢ ‏» ـ ﺯﺍﺩﮔﺎﻩ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﯿﺢ ‏( ﻉ ‏) ـ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺮﺩ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﺮﺍﻧﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﻔﺮﯼ ﻭ ﺗﺤﯿﺖ ﻣﺤﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﺒﺮﮐﻪ، ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﮑﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺁﻭﺭﺩ .

ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﻭﻡ ﺳﻔﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ، ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻤﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﯿﻤﻮﺩ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ . ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ . ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺩﻭﺯﺥ ﻭ ﺩﻭﺯﺧﯿﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺑﻬﺸﺘﯿﺎﻥ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺁﻭﺭﺩ . ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺩﺭﺟﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺘﯿﺎﻥ ﻭ ﺍﺷﺒﺎﺡ ﺩﻭﺯﺧﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ .

ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ‏« ﺳﺪﺭﺓ ﺍﻟﻤﻨﺘﻬﯽ ‏» ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﻔﺘﻢ ﻭ ‏« ﺟﻨﺔﺍﻟﻤﺄﻭﯼ ‏» ‏( ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮﯾﻦ ‏) ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ، ﺁﺛﺎﺭ ﺷﮑﻮﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻫﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ . ﻭﯼ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻭﺝ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ، ﻫﯿﭻ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ . ﺣﺘﯽ ﺟﺒﺮﺋﯿﻞ ﺍﺯ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﺎﺯ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ، ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﺮﺍﻧﮕﺸﺘﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺁﯾﻢ، ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﻮﺧﺖ ‏» 

  • شاهین
۲۲
مهر
۹۶
**این هم از قسمت دوم خاطره آموزشی من تو پادگان شهید دستغیب جهرم:

*خب روزهای بعد ما باید میرفتیم صبحگاه که که خوندن قرآن و سرود و سخنرانی بود که ما باید عین چوب خشک می ایستادیم و تکون نمیخوردیم و بعدش هم تمرین رژه بود.

*روزهای اول حدود پنج ساعت!تو اون هوای گرم صف جمع(رژه) باهامون کار میکردن چون نمیدونستیم تنبیه هم میشدیم، که بعضی ها از هوش میرفتن و چند نفر هم تشنج کردن جالب بود قبلش هم آمبولانس میومد!! بعد تمرین یا تنبیه شروع میشد!!

*هفته ای سه بار حمام داشتیم،در کل امکانات پادگان در حد متوسط رو به پایین بود مثلا حمام بعضی از دوش های آب خراب بود و نزدیک به هزار نفر از این حمام استفاده میکردن یا دستشویی ها اکثرا گرفته بود و پر از سوسک بود:||

*تو نظام میگن تشویق برای یک نفر تنبیه برای همه،ما هم به خاطر شیطنت بعضی ها مدام تنبیه میشدیم،انواع مختلف تنبیه و جود داشت مثل بشین پاشو،پا مرغی،غلت زدن روی زمین داغ،سینه خیز روی آسفالت!دویدن و....یادمه یه بار حدود 200 تا بشین پاشو رفتیم :/ پاهام داغون شد.

*میدون تیر از وسط شهر رد میشد و ما باید برای تیراندازی حدود 7 کیلومتر (فقط رفتن! )بدون استراحت پیاده روی میکردیم دفعه ی اول من پاشنه ی پام در اثر رژه و...مشکل پیدا کرده بود و تا به مقصد رسیدیم دهنم صاف شد:(( نمره ی تیر اندازی من هم پایین شد.

*یکی از سخت ترین کارها تو خدمت بیدارشدن ساعت 4 یا گاهی اوقات زودتر بود اون هم با صدای زنگ یا سوت بلند یا کوبیدن به در آهنی درحالی که اذان صبح ساعت 5:30 دقیقه بود:// البته این اواخر به این موضوع عادت کرده بودیم.

*برنامه روزانه ما به این صورت بود:بیدار باش-صبحاته-نظافت-صبحگاه-کلاس اول و دوم-نماز-کلاس سوم و چهارم-نظافت-نماز مغرب و عشا-آمار شبانه و خاموشی؛این روهم بگم اونجا برنامه های مذهبی زیادی هست و بهترین مکان برای نماز خون شدن و رسیدن به امور مذهبی.

*غذای پادگان انصافا خوب بود اما برای شام گاهی اوقات کم غذا میدادن یا بعضا بیکیفیت بود و مجبور بودیم بریم بوفه و بیسکوییت یا کیک بخوریم.

*گروهان ما نسبت به گروهان های دیگه ضعیف تر بود و فرمانده گردان میگفت رورهای تعطیل که روز استراحت ما بود هم با ما تمرین کنن و حالمون خیلی گرفته میشد:((

*بلاخره رسیدبم به روزهای پایانی که تمرین مراسم پایان دوره بود که باید جلوی فرمانده پادگان رژه میرفتیم و سردوشی و درجه هامون رو میچسبوندیم وروز آخر که مراسم برگذار شدفقط شش روز!! بهمون مرخصی پایان دوره دادن:/

*چند نفر هم به علت آوردن سیگار و مواد مخدر!!به داخل پادگان و دعوا تجدید آموزش شدن و چند هفته اظافه خدمت خوردن و باید تو پادگان میموندن خیلی حاشون گرفته بود و پشیمون بودن من هم دلم براشون میسوخت.

*روز آخر هم برگه تقسیم ها رو بهمون دادن و در کمال ناباوری روی برگه من نوشته بود س و ب(سیستان و بلوچستان) این هم از شانس بد من بود.در انتها هم که خداحافظی با چشمانی اشکبار از دوستان و فرماندهمون که مرد خوبی بود و برداشتن کیسه انفرادی و راهی خانه شدن*پس فردا هم باید به یگان خدمتی یعنی سیستان و بلوچستان برم،امیدوارم به خیر بگذره.
                                              
                    
                              پایان قسمت دوم(آخر)
  • شاهین
۲۰
مهر
۹۶
**من دیروز از دوره ی آموزشی خدمتم که تو نیروی انتظامی،پادگان شهید دستغیب جرم بود اومدم و این قسمت اول خاطرات من تو این دوماهه از 19 مرداد تا 18 مهر 96 هست.

*روزی که برگه معرفی رو گرفتم خیلی غافلگیر شدم چون فکرش رو هم نمیکردم بیفتم نیروی انتظامی اون هم پادگان شهید دستغیب جهرم ولی چاره ای نبود و باید میرفتم.

*روز قبل از اعزام وسایل مورد نیاز رو مثل دارو و حوله و صابون و ....رو آماده کردم و موهام رو هم تراشیدم؛قیافم عجیب خنده دار شده بود:) و فردا صبحش خداحافظی سخت با خانواده:(( و رفتن به محل اعزام.

*ما باید به مرکز استان میرفتیم و از از اونجا به محل خدمت اعزام میشدیم،وقتی رسیدم اونجا با افراد زیادی با سرهای کچل و برگه به دست مواجه شدم که درصف بودن و من هم به اون ها پیوستم،حدود دو ساعت معطل شدیم،ما 60 نفر بودیم که به جهرم میرفتیم،44 نفر با اتوبوسی که اومده بود رفتیم و به بقیه بلیط دادن و رفتن ترمینال و از اونجا باید میومدن.

*تو اتوبوس بقیه خوشحال بودن و کیف میکردن ولی من تو فکر بودم یه چرتی زدم شش ساعت بعد حدود 6 عصر به مقصد رسیدیم برخلاف چیزی که فکر میکردم پادگان وسط شهر بود!!دم در پادگان ما رو توجیه کردن و گوشی هارو از اوناییکه با خودشون آورده بودن گرفتن، هزینه پست رو ازشون گرفتن فرستادن در خونشون:)).

*بعد هم ما رو فرستادن داخل پادگان و بازرسی بدنی کردن و تمام وسایلمون رو گشتن و بعد ما رو بردن در سلف غذا خوری میگفتن شام نداریم بهتون بدیم آخر سر نفری نصف تن ماهی بهمون دادن و بردنمون آسایشگاه برای خواب.

*فرداش مارو به خط کردن تا ما رو به گردان و گروهان های مختلف تقسیم کنن
 ما رو با سر کچل حدود چهار ساعت!!زیر آفتاب سوزان جهرم نگه داشتن بدوت اینکه بزارن یه قطره آب بخوریم من که به غلط کردم و توبه افتادم که چرا اومدم خدمت!!آخرش افتادم گردان دوم کربلا گروهان چهارم سلمان و رفتیم آسایشگاه و یه استراحتی کردیم.

*فرداش بهمون لباس نظامی و استحقاقی(مثل حوله،شامپو،مسواک،دستکش و....)دادن و یه سری وسایل دیگه مثل دفتر و خودکار و کش که پولش رو ازمون گرفتن،بعد از اون هم فرمانده با ما اتمام حجت کرد و به شدت ما رو ترسوند و روز دوم هم اینطوری گذشت.

                                     پایان قسمت اول
  • شاهین
۳۰
ارديبهشت
۹۶
*دکتر حسن روحانی با 23 میلیون و پانصد هزار رای و کسب 57 درصد کل آرا برای چهار سال دیگه به عنوان رییس جمهور انتخاب شد.

-افرادی سعی داشتن با عوام فریبی و نشانه گرفتن طبقه ضعیف و سو استفاده از فقر مردم و با دادن وعده های بعید(یارانه سه برابری) به هدف خودشون برسن اما مردم نشون دادن درک و فهم اقتصادی و سیاسی بالایی دارن.
+عنوان شکست خورده ترین هشتگ سال هم تعلق میگیرد به:
#روحانی-آخر-هفته-رفته خخخخخخخخخخخ

یه تسلیت ویژه به آقای قالیباف که برای سومین بار از رسیدن به پاستور بازموند:/

از امیر تتلو هم تشکر میکنیم که به تنهایی باعث ریزش حجم زیادی از رای های آقای رییسی شد :)))))))))

برای بعضی طرفداران رقیب هم باید تاسف خورد که به هر صورتی قصد تخریب روحانی رو داشتن از شایعه اجرای قوانین ضد اسلام و دروغ گو بودن و بی بند و باری طرفداران روحانی و.....
*تبریک به همه بنفش دلان♥
        دوباره اسلام**دوباره ایران**دوباره اصلاحات**دوباره روحانی
  • شاهین
۲۱
ارديبهشت
۹۶

**چند وقتی متاسفانه بیمار بودم و نتونستم وبلاگ رو به روز کنم حالا یه مطلب طنز:)

*ﺷﯿﺦ ﻭ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ:

ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﺎﻧﺪ ؟

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﺑﯽ ﻋﺴﻞ.

ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ، ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻧﺪﺍﺷﺖ.

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺮﻓﺘﻨﺪﯼ .


*شیخ و یارانه:

ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ : ﻫﺪﻓﻤﻨﺪﯼ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺴﮑﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺷﯿﺦ ﺭﺍ

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺛﯿﺮ “ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺯﯾﺎﺩ” ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺷﺼﺖ

ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ! ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﯾﻘﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ.


*شیخ و قیمت کالا:

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﺯﺭﺩ ﺁﻟﻮ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ۵۵۰۰ ﺍﺳﺖ .

ﮔﻔﺖ ﺧﺐ ﻧﺨﺮﯾﺪ .

ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﻮﻓﺘﻨﺪﯼ .


*شیخ و گوسفند:

ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩﯼ ، ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻣﺬﺑﻮﺣﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﻗﺼﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ

ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺗﻮﺍﻥ ﻭ ﯾﺎﺭﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﻤﺮ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺩﺭﺍﺯﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺵ ﻗﺒﻞ ﻣﺮﮒ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻣﺪﻫﻮﺵ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﻌﺮﻩ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ .


*شیخ و حجاب زنان:

ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺠﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ

ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺎﺳﺪ ﮐﻨﺪ ؟

ﮔﻔﺖ : ﺩﻣﺎﻍ ﺯﻧﺎﻥ !

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻓﻐﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻌﺮﻩ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ و سخت گریستند.


*شیخ و بلیط هواپیما:

ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﺍﻃﻼﻉ ﻫﻤﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﻠﯿﻂ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻓﺰﻭﻧﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ.

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ، ﺩﯾﻪ ﯼ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﺯ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.

ﭘﺲ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ خشتک درانیده و آنقدر ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪی تا واشر سر سیلندر بسوزانندی.


*شیخ و مرید پریشان:

ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺣﺎﻝ ، ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ

ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺲ ﻧﺎﮔﻮﺍﺭ !

ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻨﺎﻝ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺗﻌﺒﯿﺮﺵ ﭼﻪ ﺑُﻮﺩ ؟

ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﺸﺎﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯽ ﮐﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﻫﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩﻧﺪ.

ﺭﻧﮓ ﺍﺯ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﺷﯿﺦ ﭘﺮﯾﺪ ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺳﯿﺪﻩ !

ﭘﺲ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻧﻌﻞ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﻫﻤﯽ ﮔﺮﯾﺨﺘﻨﺪ .


*شیخ و سوال مرید ها:

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :

ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ! ﻓﯿﻠﺘﺮﯾﻨﮓ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮐﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﭘﻬﻨﺎﯼ ﺑﺎﻧﺪ؟

ﺷﯿﺦ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:

ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ! ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺪﺗﺮ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺧﺮﺩﮐﻦ

ﺗﺮ ﺍﺳﺖ !

ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﺣﯿﺮﺕ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻧﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ! ﺍﺯ ﻓﯿﻠﺘﺮﯾﻨﮓ ﺑﺪﺗﺮ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ :

.

.

“ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻋﻀﺎ ﺳﺎﯾﺖ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺍﯼ ﺛﺒﺖ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ

ﮐﻠﯿﮏ ﮐﻨﯿﺪ!”

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ، ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻧﻌﺮﻩﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﺘﮏ ﻫﺎ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ

ﻭ ﻟﭗ ﺗﺎﭖ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻮﺑﯿﺪﻧﺪﯼ

ﻓﻐﺎﻥ ﮐﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﺷﺘﻪ ﮐﻮﻫﺎﯼ ﺁﻟﭗ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻧﺪﯼ !!


*شیخ و اسب سفید رستم:

ﺭﻭﺯﯼ ﻋﺪﻩ ﮐﺜﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻫﻤﯽ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ

ﺍﺳﺐ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﺳﺘﻢ ﭼﻪ ﺭﻧﮕﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ … ﺷﯿﺦ ﻟﺨﺘﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪ

ﺭﯾﺸﯽ ﺧﺎﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺧﺸﺘﮏ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﺸﮑﯽ ﺑﻮﺩﻩﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻭﺭﻭ ﻫﻤﯽ

ﺑﻮﺩﻩ … !!! ﺧﺒﺮ ﺩﻗﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ … ﺁﻥ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺳﺖ

ﺑﻘﺎﯾﺎﯼ ﺧﺸﺘﮏ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻓﺮﺳﻨﮕﯽ ﺳﺮﺍﯼ ﺷﯿﺦ ﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪ .


*شیخ و ظهر تابستان:

ﺩﺭ ﻇﻬﺮ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻫﻮﺍ ﺑﺲ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ .

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ .

ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ : ﺯﻗﻨﺒﻮﺕ ! ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﮕﺮﯾﺴﺘﯿﺪ !

ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻏﺶ ﻏﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .


*شیخ و حال خراب مرید:
مریدی «تگری زنان» نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.
شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟
عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.
شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای.
و مریدان سخت گریستند ولی هیچ مگفتند:|

  • شاهین
۳۰
اسفند
۹۵

*ﺭﻭﺍﻳﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺳﻴﻤﺎﻱ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪﻩ

ﺍﺳﺖ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ :

-1 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻤﻊ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ

ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ‏»

ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺍﺩ ﺳﺘﺪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺭﺍﻳﺞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ

ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ .

-2 ‏« ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻥ، ﻭ ﺯﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ

ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ‏»

ﺍﮔﺮ ﻇﺮﺍﻓﺖ ﺑﺪﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ

ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻳﻲ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻲ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ

ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﻛﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻭ ﻏﻴﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﻲ

ﭘﻮﺷﻨﺪ

-3 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺟﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﭙﻮﺷﻨﺪ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺣﻴﺎ ﺍﺯ

ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ‏»

-4 ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﻛﻮﻫﺎﻥ

ﺷﺘﺮﻫﺎﺳﺖ، ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯﺷﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ‏»

ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﻛﺘﺎﺏ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﻫﺎﻳﻲ ﺟﻨﺎﺏ ﻛﺎﻣﻞ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ، ﺩﺭ ﺗﻔﺴﻴﺮ

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺩﺭﺣﺪﻭﺩ 50 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ

ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﻮﻫﺎﻳﻲ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ

ﺑﺎﻻﻱ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﺟﻤﻊ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ

ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﺮ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﻛﻮﻫﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﻧﻴﺰ، ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻱ

ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻴﺮﻩ ﻣﻲ ﺯﻧﻨﺪ ‏(ﻛﻠﻴﺒﺲ ‏) ﻭ ﻭ

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ

ﺯﻧﺎﻥ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺭﺩ . ﺷﺮﺡ ﻭ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ

ﺍﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ.

  • شاهین
۲۹
بهمن
۹۵

وارد شدن به سنین نوجوانی
عشق، پدیده ای هیجانی و اعجاب انگیز است که بیشتر مردم جهان را درگیر خود می کند. دلباختگی و عشق برای اولین بار در دوران بلوغ، احساس و معمولا با یک نگاه شروع می شود. از این رو، خاطرخواهی و تمایل به غیرهمجنس در نوجوانی طبیعی است و نوجوانان با فشار زیادی برای داشتن رابطه با غیرهمجنس روبرو هستند. بسیاری از آنان، ساعت ها درباره خاطرخواهی که حتی او را هم نمی شناسند، به خیالبافی می پردازند و این خاطرخواهی را به عنوان عشق قلمداد می کنند در حالی که این دلباختگی احساس درازمدت و پایداری نخواهد بود.

بیدار شدن تمایلات جنسی و میل به رابطه صمیمی
از دوران نوجوانی، احساسات جنسی با تاکید بیشتری نسبت به سنین قبلی افزایش می یابد و نوجوانان میل شدیدی برای برقراری رابطه صمیمی و عموما با غیرهمجنس پیدا می کنند. البته این گرایش در پسران و دختران متفاوت است، به طوری که پسران احساسات و تمایل روابط جنسی شدیدتری دارند، به سرعت تحریک می شوند و در روابط دوستی با غیرهمجنس بر جنبه های روابط جنسی تاکید می کنند، در حالی که نوجوانان دختر، تمایل زیادی به نشانه های عاطفی دارند.

رهایی از هیجانات منفی
دوره نوجوانی و جوانی پر از هیجان است، هیجاناتی که گاهی مانند افسردگی و اضطراب جنبه منفی دارند. برخی از مشاوران سلامت روان، فرض می کنند افسردگی و اضطراب با گرایش به جنس مخالف ارتباط دارد. مطالعه ای در این زمینه نشان داد افسردگی در تعدادی از دختران و مصرف مواد مخدر در تعدادی از پسران عامل خطرناکی برای تجربه جنسی در رابطه با غیرهمجنس است. در واقع برخی از نوجوانان و جوانان برای کنترل اضطراب و افسردگی به سمت برقراری رابطه با جنس مخالف رو می آورند و این روابط راه فراری برای آنان می شود.

دستیابی به هویت مردانگی و زنانگی
در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی، فرد به دنبال کسب هویتی است که متناسب با جنسیت خود باشد، گرایش به جنس مخالف می تواند برای هر دو جنس احساس هویت مردانگی و زنانگی را تقویت کند. در تحقیقی، نوجوانانی که به دنبال هویت بوده اند، انتخاب دوست دختر و پسر آنها اتفاقی تر و تصادفی صورت می گیرد اما نوجوانانی که ایده های نسبتا روشنی از هویت خود داشته اند، بیشتر به دنبال صمیمیت و اعتماد در روابط بوده اند.

کسب شناخت برای ازدواج
برخی از افراد به خصوص دختران، صرفا برای ایجاد زمینه های شناخت بیشتر که منجر به ازدواج و رابطه ای متعهدانه و بلند مدت شود، به سمت برقراری ارتباط با جنس مخالف می روند. در این موارد دختر و پسر با طرح مسئله ازدواج با یکدیگر سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند و به شناخت بیشتر یکدیگر مبادرت ورزند. گرچه در شرایط کنونی جامعه ما، بسیاری از این روابط با مخالفت خانواده، در نهایت منجر به ازدواج نخواهد شد.

فشار همسالان
در سنین نوجوانی و جوانی برای هر دو جنس فشار زیادی از طرف دوستان و همسالان برای برقراری رابطه نزدیک با غیرهمجنس ایجاد می شود. به طوری که دختران داشتن دوست پسر را نشانه جذابیت و پسران داشتن دوست دختر را نشانه قدرت و احساس مردانگی می دانند.

  • شاهین
۲۳
آذر
۹۵

* ﺍﺯ ‏« ﺟﻠﺒﺎﺏ‏» ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻘﻨﻌﻪ؟

ﺑﺮﺍﻯ ﺟﻠﺒﺎﺏ ﺩﻭ ﻣﻌﻨﺎ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ :

-1 ﭘﻮﺷﺸﻰ ﻛﻪ ﺳﺮ ﻭ ﮔﺮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﻨﻪ ﺭﺍ ﻣﻰﭘﻮﺷﺎﻧﺪ ‏( ﻣﻘﻨﻌﻪ ‏) .

-2 ﭼﻴﺰﻯ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ ‏( ﭼﺎﺩﺭ ‏).

*ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺟﻠﺒﺎﺏ ﻣﻨﺤﺼﺮﺍً ﺑﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺩﻻﻟﺖ ﺩﺍﺭﺩ.

ﺣﺠﺎﺏ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﺩﺭ ﻭ ﺣﺘﻰ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻫﺮ ﻟﺒﺎﺳﻰ ﻛﻪ

ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﻭﺟﻪ ﻭ ﻛﻔﻴﻦ ‏( ﺩﺳﺖﻫﺎ ﺗﺎ ﻣﭻ ‏) ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻭ

ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ

ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﻛﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﺩﺍﺭﺍﻯ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﻣﺨﺘﻠﻔﻰ ﻣﻰﺑﺎﺷﻨﺪ ﺣﺠﺎﺏ

ﻧﻴﺰ ﺩﺍﺭﺍﻯ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺧﻮﺏ، ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﺎﺩﺭ ﺣﺠﺎﺏ ﺑﺮﺗﺮ

ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻰﮔﺮﺩﺩ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻜﺘﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻳﺪ

ﺍﺳﺎﺳﺎً ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺣﺠﺎﺏ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﺣﺠﺎﺏ ﺩﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ

ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺗﺎﻡ ﺩﺍﺭﻧﺪ:

1 ‏) ﻣﺼﻮﻧﻴﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻃﻤﻊﻭﺭﺯﻯﻫﺎﻯ ﻫﻮﺱﺑﺎﺯﺍﻥ.

2 ‏) ﭘﻴﺸﮕﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﺗﺤﺮﻳﻜﺎﺕ ﺷﻬﻮﺍﻧﻰ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺿﻮﺍﺑﻂ ﻭ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﻯ

ﺍﻟﻬﻰ ﻭ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺳﻼﻣﺖ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺟﺎﻣﻌﻪ .

ﺣﺠﺎﺏ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻘﺶ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﻣﻬﻢ ﻭ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﭘﻴﺎﻣﻰ ﻗﺎﻃﻊ ﻭ

ﻛﻮﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺁﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺟﻨﺒﻰ

ﻧﻮﻋﻰ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻭ ﺍﻋﻼﻡ ‏« ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺵ‏» ﻣﻰﺩﻫﺪ

  • شاهین
۰۶
آبان
۹۵

**‏(ﺁﻳﻪ 27 ‏)- ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺫﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ : ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﺨﺸﻰ ﺍﺯ ﺁﺩﺍﺏ

ﻣﻌﺎﺷﺮﺕ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺍﺳﻼﻡ ﻛﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻧﺰﺩﻳﻜﻰ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ

ﺣﻔﻆ ﻋﻔﺖ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏«ﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻳﺪ! ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻰ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ

ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺍﻫﻞ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺳﻼﻡ ﻛﻨﻴﺪ ‏»

‏« ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ، ﺷﺎﻳﺪ ﻣﺘﺬﻛﺮ ﺷﻮﻳﺪ‏» ‏.

ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺜﻰ ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ: ‏«ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻳﺎﺭﺍﻧﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ

ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﻯ ﺩﺭ ﻧﺎﻳﺴﺖ«! ﻭ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ

ﻛﺴﻰ ﻣﻰﺁﻣﺪ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﻯ ﺩﺭ ﻧﻤﻰﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﺭﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﭼﭗ ﻗﺮﺍﺭ

ﻣﻰﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﻰﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻋﻠﻴﻜﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭﺭﻭﺩ ﻣﻰﮔﺮﻓﺖ.


*‏(ﺁﻳﻪ 28 ‏)- ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺑﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻣﻰﺷﻮﺩ : ‏«ﭘﺲ ﺍﮔﺮ

ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻴﺎﻓﺘﻴﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ‏»

ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﻭﻟﻰ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺫﻥ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺒﻴﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﻀﻮﺭ

ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﻖ ﻭﺭﻭﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﺩﺍﺷﺖ .

ﺳﭙﺲ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﻰﻛﻨﺪ ‏«ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻳﺪ ‏( ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺭﺍ ﭘﺬﻳﺮﺍ

ﺷﻮﻳﺪ ﻭ ‏) ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻳﺪ، ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩﺗﺮﺳﺖ ‏» ‏

ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ، ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻜﻨﺪ، ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺘﻰ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻰﺷﻮﺩ .


*‏(ﺁﻳﻪ 29 ‏)- ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺣﻜﻢ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﺋﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺭﻓﻊ ﺿﺮﻭﺭﺗﻬﺎ ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺍﺯ

ﻃﺮﻳﻖ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﺀ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :

‏« ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻯ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﻜﻮﻧﻰ ﺑﺸﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ

ﻣﺘﺎﻋﻰ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ‏» 

ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﻰﻧﻤﺎﻳﺪ: ‏«ﻭ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻣﻰﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻰﺩﺍﺭﻳﺪ

ﻣﻰﺩﺍﻧﺪ ‏»


*‏(ﺁﻳﻪ -30

ﺷﺄﻥ ﻧﺰﻭﻝ :

ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺍﻧﺼﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ

ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺯﻧﻰ ﺭﻭ ﺑﺮﻭ ﺷﺪ . ﭼﻬﺮﻩ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﻈﺮ ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ

ﻭﺍﺭﺩ ﻛﻮﭼﻪ ﺗﻨﮕﻰ ﺷﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻰﻛﺮﺩ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﻮﺭﺗﺶ

ﺑﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺗﻴﺰﻯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻳﺎ ﻗﻄﻌﻪ ﺷﻴﺸﻪﺍﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ

ﺷﻜﺎﻓﺖ ! ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻣﻦ ﺧﺪﻣﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﻰﺭﻭﻡ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ

ﺑﺎﺯ ﮔﻮ ﻣﻰﻛﻨﻢ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﻪ ﺷﺪﻩ

ﺍﺳﺖ؟ 

ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ، ﭘﻴﻚ ﻭﺣﻰ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ ﻭ

ﺁﻳﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺤﺚ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ.

ﺗﻔﺴﻴﺮ:

ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﭼﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﺗﺮﻙ ﺣﺠﺎﺏ: ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪﺍﻳﻢ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺭﻩ ﺩﺭ

ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺳﻮﺭﻩ ﻋﻔﺖ ﻭ ﭘﺎﻛﺪﺍﻣﻨﻰ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺎﺯﻯ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﺎﺕ ﺟﻨﺴﻰ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ

ﺍﺣﻜﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭼﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻰﺩﺍﺭﺩ .

ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏«ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﮕﻮ: ﭼﺸﻤﻬﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ‏(ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ ‏) ﻓﺮﻭ

ﮔﻴﺮﻧﺪ، ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻨﺪ‏» ‏

ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻬﻮﺕ ﻭ

ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻝ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻧﻬﻰ ﻛﺮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺁﻳﻪ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﻳﺪ : ‏« ﺍﻳﻦ

ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩﺗﺮ ﺍﺳﺖ ‏» ‏

ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﻮﺱﺁﻟﻮﺩ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ

ﻣﻰﺍﻓﻜﻨﻨﺪ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻏﻴﺮ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﻯ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ، ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ‏« ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ

ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰﺩﻫﻴﺪ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ‏» ‏

  • شاهین
۲۷
مهر
۹۵

*ﻋﻮﺍﻗﺐ ﻭ ﺁﺛﺎﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ‏(ﮐﺜﺮﺕ ﺟﻤﺎﻉ ‏)

ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﻼﻡ، ﺩﻓﻌﺎﺕ ﻫﻤﺒﺴﺘﺮﻱ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ، ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺘﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﻓﻌﺎﺕ

ﻧﺰﺩﻳﻜﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﻴﻞ ﺟﻨﺴﻲ ﻭ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ . ﺍﻣﺎ ﺑﺼﻮﺭﺕ

ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ 2 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺳﺮﺩﻱ ﺟﻨﺴﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ

10 ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺟﻨﺴﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻳﻚ ﻳﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ

ﻣﺘﻌﺎﺩﻝ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﻲ ﺍﺳﺖ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ

ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺍﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺯ

ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺗﻤﺎﯾﻞ، ﻧﯿﺎﺯ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻨﺴﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﯾﮏ

ﺛﺒﺎﺕ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ

ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺗﺎ ﻫﻔﺘﻪ

ﺍﯼ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺰ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﺳﺖ .

ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻋﻠﻤﯽ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ، ﻣﻌﺎﺩﻝ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ

ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻭ ﻳﻚ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﻲ ﭘﺮﺣﺮﺍﺭﺕ، ﻣﻌﺎﺩﻝ 15 ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺩﻭﻳﺪﻥ ﺑﺮﻭﻱ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ

ﺗﺮﺩ ﻣﻴﻞ ‏( ﺩﻭ ﺛﺎﺑﺖ ‏) ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ 200 ﻛﺎﻟﺮﻱ ﺍﻧﺮﮊﻱ ﻣﻲ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ .

ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﯾﮏ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺑﺪﻧﯽ- ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ

ﺭﺍ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﮑﺮﺭ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮐﻢ ﺁﻥ، ﮐﻪ

ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻀﺮ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ . ﺍﻣﺎﻡ

ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: ﺣﻼﻟﻲ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺶ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ

ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﻴﺴﺖ، ﻭﻟﻲ ﺯﻳﺎﺩﻩ ﺭﻭﻱ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﻧﺎﺭﻭﺍﺳﺖ، ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺭﻭﻱ ﺩﺭ

ﺁﻣﻴﺰﺵ ﺳﻼﻣﺖ ﺁﺩﻣﻲ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺍﻓﺰﺍﻳﺪ ﻭ ﻋﻤﺮ ﺭﺍ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ‏( 1 ‏) . 

  • شاهین